تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
و له
در دلم صد حرف و تقريرش نمىدانم كه چيست * ديده‌ام خوابى و تعبيرش نمىدانم كه چيست گه به تيرش مىزنى گاه از تغافل مىكشى « 1 » * عاشق بيچاره تقصيرش نمىدانم كه چيست
و له
به چه دل شاد شود و ز چه توان خرّم بود * كهنه شد هر خبر تازه كه در عالم بود

8

المولى الاديب الفصيح محمّدمسيح رحمة اللّه عليه از اهالى كاشانه كاشان و از تلامذه علّامى آقاحسين خوانسارى و به مصاهرت ايشان نيز ممتاز بود به علوم متداوله ممارس و فارس مضمار اشعار ، در انشا مهارت تمام داشت . به آراستگى و شايستگى محفل آراى انجمن افاضل و مصاحب دانشوران كامل و صاحب در شعر تخلّص ايشان است . فقير در مجلس والد علامه طاب‌ثراه ادراك صحبت آن صاحب كمال بسيار نموده ، تتبع قصيدهء لاميه طغرائى فرموده ابيات خوش « 2 » در آن قصيده دارد . و شعر فارسى بسيار گفته « 3 » اشعار عالى رتبه در آن ميان از طبع مستقيمش بر صفحه روزگار به يادگار است [ 8 ] از آن جمله اين چند بيت ثبت افتاد :

[ ابيات ]

بلبل به گل نشان دهد از رنگ و بوى تو * پروانه با چراغ كند جستجوى تو تا با شدم « 4 » بهانه‌اى از بهر بازگشت * دل را به جا گذاشته رفتم ز كوى تو
هامش
( 1 ) . گه به تيرش گه به شمشيرش تغافل مىكنى . ( 2 ) . ابيات خوب . ( 3 ) . و شعر فارسى هم گفته . ( 4 ) . تا باز شد .