مىگويد كه من غريبم غريب « 1 » و اين سخن را به منزلهء افسون كژدم دانند . « 2 »
شبى من « 3 » و جمعى از مردم كاشان كه مسيحاى كاشى هم از آن جمله بود در خدمت علّامى بوديم چون وقت خواب رسيد حضرت علّامى به آواز بلند فرمود كه من مسيحاى فسائىام ، غريبم غريب ، شما دانيد و مسيحاى كاشى خود .
9
الفاضل الكامل كمال الدّين حسينى الفسائى
از افاضل شاگردان حضرت علّامى مسيح الانام فسائى بود . توفيق استفاده از بسيارى علماى اعلام دريافته به مساعدت الطاف الهى و كمال استعداد ذاتى به مراقى مجد و علا و اعلى رتبهء علم و تقوى صاعد گشته ، كاشف معضلات اوايل و حلّال غوامض مسائل بود و در علوم منقوله تتبّع كامل و در معقولات قسطى وافى حاصل نموده ، تا پايان عمر سعادت فرجام به افاضهء افاضل و تحرير قواعد « 4 » و مصنّفات عاليه اهتمام مىفرمود و از مآثر قلم مشكين رقم او كتاب « شواهد » است كه بر مطوّل نوشته و در مقام خود مثل آن نسخه تدوين نيافته ، و حاشيه بر « معالم اصول » تحرير فرموده و رسالهء شريفهء ديگر كه در حلّ شبهات كاتبى قزوينى نوشته . راقم حروف كتاب « مغنى اللبيب » را با تفسير صغير عروة الاسلام شيخ ابو على طبرسى عليه الرحمة و بعض مقاصد ديگر در حضور باهر النورش قرائت و استفاده نموده تا آنكه هنگام محاصرهء اصفهان در سال يك هزار و يك صد و سى و چهار به دار القرار و جوار رحمت آفريدگار مقام اختيار فرمود . چون از بدايت تحصيل پرورش يافته حجر تربيت حضرت علّامى « 5 » عليه الرحمة بود به غايت خوش تقرير و نيكو تحرير و در انشا شعر انگشتنما و يد بيضا مىنمود . [ 9 ] تتبّع « 6 »
هامش
( 1 ) . به آواز بلند مىگويد كه من غريبم .
( 2 ) . اين سخن را به جاى افسون كژدم دانند .
( 3 ) . من و جمعى از مردم كاشان .
( 4 ) . تحرير مصنّفات .
( 5 ) . حضرت عليه الرحمة بود .
( 6 ) . جواب .