و له
به خانهء تو چو دور است خانهاى كه ندارم * چسان به كوى تو آيم بهانهاى كه ندارم
و له
قانع ز ديدنت به شنيدن نمىشوم * هرگز شنيدهاى كه كند گوش كار چشم
و له
عاشق كجا و اين همه طاقت در انتظار * يك شمع تا به صبح قيامت نمىرسد
منه
رو به هند آوردن روشندلان بىوجه نيست * روزگار آئينه را محتاج خاكستر كند
منه
لب تشنهء سهيل فروزان لعل يار * سيراب از عقيق مكيدن نمىشود
باليدن از ترقّى بالقوه بدنماست * پرواز چشم بال پريدن نمىشود « 1 »
4
الفاضل المحقّق الحقّانى الشّيخ ابراهيم ابن الشّيخ عبد اللّه الزّاهدى الجيلانى
عمّ عالى مقدار اين خاكسار است . مظهر شوارق انوار و مؤيّد به تأييدات كردگار « 2 » و از نوادر روزگار بود ، جامع علوم دينيّه و معارف يقينيّه و حاوى كمالات صوريّه و معنويّه ، تلميذ والد بزرگوار خود است . متوطّن بلدهء طيّبهء لاهيجان و مرجع افاضل گيلان . صيت فضايل و « 3 » مناقبش به اعالى و ادانى و اطراف و اكناف رسيده و نوبهار
هامش
( 1 ) . اين بيت را نسخهء « پ » ندارد .
( 2 ) . تأييدات پروردگار .
( 3 ) . فضايل و معارفش .