تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
منه
سرشك نيم‌شب چون گوهر مقصود مىگردد * به اين اميد من هم دانه‌اى بر خاك مىريزم
منه
ز بيم دزد معنى شعر خود پوشيده مىدارم * چو زر دارى كه بر اهل طمع حالش نهان باشد
منه
ز جاى خويشتن برخيز و رنگين ساز مجلس را * كه نبود پوچ گورا بهتر از نقل مكان نقلى
منه
گرفتار تو را چون جوهر شمشير از حيرت * سخن از ناتوانى بر لب اظهار مىپيچد تواضعهاى دشمن در عقب سرگشتگى دارد * ره پرخم عنان سيل بىزنهار مىپيچد نمىدانم رگ جان كه شد پيوند با زلفش * كه دل در سينه‌ام مىپيچد و بسيار مىپيچد ز عذر كرده‌ها معنى خجالت بيشتر دارم * به خود تسبيح من از شرم استغفار مىپيچد
منه
يك شب به كام شوق در آغوش خود تو را * مىخواستم ز دور تماشا كنم نشد

3

استاد العلما اسوة العرفا مولانا شاه محمّد شيرازى عليه الرحمة و المغفرة متخلّق به اخلاق حميدهء نبوى و متأدّب به آداب مرضيّه مرتضوى و از بدايت