جريان ، حقيقتا از آن آب است و عقلا جريان داشتن ميزاب محال است ، عقلا متوجه مىشويم كه اين اسناد حقيقى نمىباشد .
مقدمه دوم :
همانطور كه قبلا نيز گفتيم واسطه در يك تقسيمبندى به سه قسم واسطه در ثبوت ، اثبات و عروض تقسيم مىشود :
واسطه در ثبوت : علت وجود و ثبوت چيزى است ، يعنى واسطه ، علت واقعى ثبوت محمول بر موضوع مىباشد .
واسطه در اثبات : واسطهاى كه علم به آن ، سبب علم به ثبوت محمول بر موضوع مىشود مثل اينكه از دود علم به آتش پيدا مىكنيم .
واسطه در عروض : مجرد اسناد و حمل مجازى است مثل اسناد حركت به جالس كشتى در حالى كه در واقع كشتى دارد حركت مىكند .
حال مرحوم آخوند مىفرمايند در حمل و صدق حقيقى مشتق بر ذات ، اسناد حقيقى مبدأ به ذات معتبر نيست و فرقى نمىكند كه اسناد مبدأ به ذات به صورت حقيقى باشد يا به صورت واسطه در عروض ( اسناد مجازى ) . مثلا در مثال زيد عالم و يا الماء جار اسناد علم به زيد و جرى به ماء ، به صورت حقيقى است در نتيجه حمل مشتق بر ذات نيز به صورت حقيقى مىباشد و اگر هم اسناد مبدأ به ذات به صورت حقيقى نبوده و به صورت واسطه در عروض باشد ( مجاز در اسناد ) باز هم حمل مشتق بر ذات به صورت حقيقى مىباشد مثل الميزاب جار ، در اين مثال اسناد مشتق به ذات به صورت حقيقى نبوده بلكه به صورت واسطه در عروض مىباشد اما حمل مشتق بر ذات به صورت حقيقى است .
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 552
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٥٥٢