صريحه 1 ) . . . و كانه 2 ) . . . و هذا 3 ) . . . هاهنا 4 )
بر ميزاب بنحو مجاز و عنايت مىباشد و اين يعنى مجاز در اسناد نه مجاز در كلمه ، نظير اين كه من به شخصى كه ناماش زيد است ، اشتباها بگويم هذا عمر ، حال كلمه عمر در موضوع له خود استعمال شده ولى تطبيق و اسناد لفظ عمر بر آن شخص اشتباه بوده و اين مطلب باعث مجاز بودن لفظ عمر در عبارت هذا عمر نمىشود .
1 ) فصول
2 )
3 ) مجاز در كلمه
4 ) در بحث مشتق « 1 »
هامش
- و اگر نزاع ، در مقام دوم باشد حق با صاحب فصول مىباشد زيرا اگر مشتقى بخواهد به صورت حقيقى بر شئى حمل شود شكى در اعتبار تلبس حقيقى آن شئى نداريم كما اينكه خود آخوند به اين مطلب با قولشان كه فرمودند ( فاسناد الجريان الى الميزاب . . . ) اعتراف كردند .
لكن ظاهر عبارت « فصول » مقام ثانى را مىرساند بخاطر تعبيرشان بلفظ ( لصدق ) كه اين تعبير ظاهر در انطباق و اسناد است .
و صريح عبارت آخوند در مقام اول است زيرا فرمودند « السناد مجازا » در نتيجه اين تعبير قرينه بر اين مطلب است كه منظور ايشان از صدق ، مقام استعمال است اگرچه ظاهرا در غير آن است و از آنجا كه آخوند فكر كردهاند صاحب فصول در مقام اول بحث كردهاند برايشان اشكال وارد نمودهاند لكن صاحب فصول در مقام اسناد و انطباق كه به مجاز در آن اعتراف نمودهاند صحبت كردهاند در نتيجه در حقيقت نزاع بين آن دو لفظى است . ( 3 حاشيه مرحوم مشكينى جلد 1 صفحه 300 و 301 )
( 1 ) - بحثى درباره ثمره مشتق :
بعضى از اصوليين مثال جناب آقاى خوئى قائلند كه بحث مشتق ثمره ندارد . ايشان مىفرمايند از مطاواى آنچه ذكر كرديم معلوم مىشود كه ثمرهاى بر نزاع در وضع مشتق اصلا متصور نيست زيرا آنچه از عناوين اشتقاقيه مأخوذ در موضوعات احكام ، يا متعلفات آن - بنحو قضايايى حقيقه - ظاهر است اين است كه فعليت احكام دائر مدار فعليت آنها حدوثا و بقاء مىباشد و به زوال فعليت آنها عناوين اشتقاقيه نيز زائل مىشود ، -