ما ذكرنا 1 ) . . . منهم 2 ) . . .
( صاحب فصول ) باشد كما اينكه اين مطلب ( تفاوت ذاتى ) از فرقگذارى اهل معقول ميان ( جنس و ماده ) و ( فصل و صورت ) نيز معلوم مىشود زيرا جنس و فصل هر دو مفهومى هستند كه قابل حمل بر ذات بوده و هيچگونه اباى از حمل ندارند يعنى لا به شرط از حمل مىباشند زيرا جنس و فصل از مقام ذات منتزع مىشود نه از طوارئى و عوارض خارجيه لذا با ذات ( موضوع ) اتحاد دارد و ملاك حمل موجود است و مىتوان گفت انسان حيوان يا انسان ناطق ولى ماده و صورت قابل حمل بر ذات نبوده و اباى از حمل دارند يعنى به شرط لا از حمل مىباشند زيرا ماده و صورت از طوارئى و عوارض خارجيه منتزع مىشوند نه از مقام ذات لذا با ذات ( موضوع ) اتحادى ندارد و در نتيجه ملاك حمل موجود نيست و نمىتوان گفت انسان بدن است يا انسان روح است .
1 ) كه گفتيم بدن است يا انسان روح است
2 ) اهل معقول
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 521
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٥٢١