تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
. . . كما اشرنا اليه 1 ) . . . و الذوات 2 ) و لا يعتبر 3 ) . . . ملاك ديگر حمل يعنى جهت تغاير ، مفهومى است يعنى مفهوم انسان غير از مفهوم حيوان ناطق است . گاهى مواقع هم علاوه بر اتحاد مصداقى و ماهوى موضوع و مفهوم ، ميان آن دو اتحاد مفهومى هم وجود دارد در نتيجه براى صحت حمل بايد جهت تغاير به اعتبار معتبر باشد و الا حمل شئى بر نفس‌اش پيش مىآيد كه صحيح نمىباشد مثل « انسان انسان » در اينجا موضوع و محمول هم مصداقى و هم ماهوى و هم مفهومى باهم متحداند و جهت تغاير به اين اعتبار مىباشد كه مستمع خيال مىكند كه شئى با خوداش تغاير دارد لذا به او مىفهمانيم كه چنين تغايرى ميان آن دو وجود ندارد و اگر اين اعتبار نباشد حمل صحيح نخواهد بود . 1 ) ملاك حمل 2 ) كه اتحاد مصداقى و تغاير مفهومى دارند مانند حمل شايع صناعى

[ نظر صاحب فصول براى ملاك حمل ]

3 ) جناب صاحب فصول بر خلاف نظر آخوند قائلند كه علاوه بر اتحادهاى ذكر شده براى صحت حمل اگر بين موضوع و محمول اتحاد اعتبارى نيز باشد حمل محمول بر موضوع صحيح است ولى جناب آخوند با اين نظريه مخالفند . در امر دوم گفتيم حمل علم بر زيد صحيح نمىباشد زيرا ملاك حمل كه اتحاد به نحوى از انحاء باشد در اينجا وجود ندارد ( زيرا زيد جوهر ، و علم عرض است و اين دو باهم متحد نيستند ) ولى جناب صاحب فصول مىفرمايند چنين حملى ( حمل علم بر زيد ) مىتواند صحيح باشد به اين نحو كه اگر محمولى كه مىخواهد بر موضوع حمل شود عرض باشد ( مثل علم ) حمل‌اش بر ذات ( مثل زيد ) صحيح نيست مگر اينكه
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 523 | الآخوند الخراساني / مهركش احسان