تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
. . . ان مرادهم 1 ) . . . بهذين الاعتبارين 2 ) به لحاظ الطوارئى و العوارض الخارجيه 3 ) مع حفظ مفهوم واحد 4 ) و اورد 5 ) عليهم 6 ) . . . بذالك 7 ) . . . و عقل 8 ) 1 ) اهل معقول 2 ) لا به شرط به شرط لا 3 ) مثل زمان و مكان 4 ) مثلا اگر رقبه نسبت به طوارئى و عوارض خارجيه مانند ايمان و كفر سنجيده شود مفهوم رقبه تغييرى نمىكند . 5 ) صاحب فصول 6 ) اهل معقول ايراد گرفته‌اند كه اين فرق‌گذارى شما ( كه تفاوت مشتق و مبدأ اعتبارى است ) صحيح نيست . 7 ) به اعتبارى بودن فرق ميان مبدأ و مشتق

[ رد آخوند به صاحب فصول ]

8 ) جناب آخوند مىفرمايند منظور اهل معقول از آن دو عبارت همان تفاوت ذاتى ميان مشتق و مبدأ مىباشد و صاحب فصول غفلت نموده و منظور اهل معقول را متوجه نشده‌اند زيرا نظر اهل معقول از لا به شرط و به شرط لا اين است كه اين دو عبارت از مقام ذات منتزع مىشود نه از طوارئى و عوارض خارجيه تا مستلزم ايراد شما
هامش
- مبدأ لا به شرط اخذ شود مدلول مشتق شده و حملش بر ذات صحيح است بدون اينكه نيازى به شئى ديگرى باشد و من تعجب مىكنم كه چگونه صاحب فصول ( رحمه اللّه ) در صدر كلامشان از اهل معقول نقل مىكنند كه : اگر حدث ضرب لا به شرط اخذ شود مدلول لفظ ضارب خواهد شد بلكه اعتراف نموده‌اند كه بدن و نفس اگر به صورت لا به شرط اخذ شوند مدلول دو لفظ جسم و ناطق خواهند شد . ولى با اين اعترافات ، مىگويند مجرد چنين مطلبى كفايت نمىكند بلكه ناچاريم مجموع مركب از ذات و عرض ، شئى واحدى اعتبار شود . ( عناية الاصول جلد 1 صفحه 164 و 163 )