صاحب فصول با اين بيان طبق توهم خود از كلام اهل معقول بر آنان ايراد گرفتهاند كه اين فرقگذارى ( يعنى فرق اعتبارى ) بين مشتق و مبدأ صحيح نيست زيرا صحت حمل و عدم صحت حمل به صورت لابشرط و يا به شرط لا مختلف نمىشود زيرا علم ، حركت ، ضرب و مانند آن اگرچه هزار بار لابشرط اخذ شوند حملشان بر ذات ممتنع مىباشد چون ماهيت حركت يا علم قابل حمل بر شئى نيست و نمىتوان گفت زيد علم يا حركت و مجرد اينكه نسبت به طوارء و عوارض خارجيه لابشرط اخذ شوند ، موجب انقلاب حركت و علم از آنچه بودهاند نمىشود و اين گونه مفاهيم از حمل آبى مىباشند . « 1 »
هامش
- سقيم نيست و علم و حركت اگر لابشرط اخذ شود حملشان بر ذات ممتنع مىباشد در حالى كه غفلت كردهاند كه مراد اهل معقول از آن دو كلمه به نسبت به عوارض خارجيه نمىباشد تا اعتبارشان به يد معتبر باشد بلكه اباى از حمل ، و عدم اباى از حمل ، بخاطر مفهوم مىباشد كمااينكه فرق بين ( جنس و ماده ) و ( فصل و صورت ) نيز همينگونه است كه اولى مفهوما غير آبى ، و دومى ، مفهوما آبى از حمل مىباشد .
لكن انصاف اين است كه جناب صاحب فصول از اهل معقول آنچه را كه مصنف در حق ايشان ادعا كردهاند توهم ننمودند زيرا ايشان از اهل معقول در فرق بين عرض و عرضى يعنى مبدأ و مشتق نقل كردهاند كه فرق آن دو مانند فرق بين هيولى و جنس و بين صورت و ماده مىباشد و چگونه با اين بيان توهم كردهاند كه مراد اهل معقول از لابشرط و به شرط لا به لحاظ طوارئى و عوارض خارجيه مىباشد و مفهوم آن دو يكى است .
بلكه تحقيق اين است كه بگوئيم ايشان از آنجا كه فكر كردهاند مجرد اعتبار عرض به صورت لابشرط در صحت حمل عرض بر ذات كفايت نمىكند بلكه وراء آن اعتبار لا به شرط نياز است كه مجموع ذات و عرض به صورت شئى واحدى در نظر گرفته شود و موضوع قضيه قرار گيرد و طبق اين فكر بر آنان ايراد گرفتهاند كه هذا عندى غير مستقيم . ( يعنى جناب صاحب فصول مىگويند حمل علم بر زيد صحيح نيست مگر اينكه علاوه بر اينكه علم لابشرط اخذ مىشود ، مجموع علم و زيد شئى واحدى در نظر گرفته شود و با هم ، موضوع قضيه قرار گيرند به اين نحو زيد و علم علم ) . عناية الاصول جلد 1 صفحه 165 و 164
( 1 ) - اشكال اين استدلال اين است كه علم و حركت به مجرد اينكه لابشرط اخذ شوند مفاد و لفظ عالم و متحرك خواهند شد در نتيجه حمل هريك از آنها بر ذات صحيح مىشود بدون اينكه نيازى باشد كه آن دو را من حيث المجموع شيىء واحدى در نظر بگيريم الى آخر ما افاده و همچنين در ساير مبادى به مجرد اينكه -