بذالك 1 ) عدم نهوض ما افاده 2 ) بالابطال الوجه الاول كما زعمه فإن 3 ) لحوق مفهوم الشى و الذات لمصاديقهما 4 ) انما يكون ضروريا مع اطلاقهما 5 ) لا مطلقا 6 ) و لو مع التقيد 7 ) الا به شرط تقيد المصاديق به 8 ) ايضا و قد عرفت حال الشرط فافهم 9 )
1 ) از مطالب قبلى
2 ) آنچه صاحب فصول بيان كردند
3 ) رد بر صاحب فصول
4 ) شى و ذات . يعنى شئى و ذات اگر مقيد به قيدى نباشد باعث ايجاد ضرورت مىشود
5 ) شى و ذات
6 ) نه اينكه اگر مفهوم شئى داخل در موضوع له مشتق باشد در همه حالات باعث ايجاد ضرورت شود .
7 ) بله اگر موضوع مقيد به محمول شود قضيه به شرط محمول كه ضرورى است بوجود مىآيد .
8 ) به قيد مثل ضحك و كتابت
9 ) اين ايراد مصنف دقيقا عين همان ايرادى است كه صاحب فصول بر خود « قبل از لكنه تنظر ) گرفتند و مصنف شديدا با آن مخالفت كرده و آن را تضعيف نمودند و در آن فرمودند : اگر قيد مأخوذ در قضيه ، خارج و محمول ، ذات المقيد باشد قضيه ضرورى است و اگر قيد داخل باشد قضيه به دو قضيه منحل مىشود كه يكى از آنها ضرورى
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 505
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٥٠٥