تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
انه 1 ) لو جعل التالى فى الشرطية الثانيه 2 ) لزوم اخذ النوع فى الفصل حال با اين تعبير ما ، هم محذورى كه محقق شريف در شرطيه دوم بيان كردند يعنى انقلاب ماده امكان ، به ضرورت ، و هم محذورى كه ما بيان كرديم يعنى دخول نوع در فصل ، تحت يك مثال واحد كه « الانسان ناطق » باشد قرار مىگيرد بدون اينكه نيازى به تغيير مثال باشد زيرا در مورد انقلاب ماده امكان به ضرورت به انسان ضاحك مثال مىزدند ولى با اين بيان ديگر نيازى به تغيير مثال نيست اما اين تعبير اولى هم مىباشد زيرا با اين تعبير كه گفتيم نوع داخل در فصل مىشود ، على جميع المبانى صحيح است يعنى چه ناطق فصل حقيقى باشد باعث دخول نوع در فصل مىشود كه باطل است و چه ناطق عرض خاص انسان باشد باعث دخول نوع در عرض خاص مىشود كه اين هم باطل است خلاصه اينكه با تعبير ما چه ناطق فصل حقيقى باشد و چه عرض خاص محذور بوجود مىآيد و مىتوانيم بساطت مشتق را به اين وسيله ثابت نمائيم . 1 ) شأن 2 ) در ابتداى بحث مشتق محقق شريف دو قضيه شرطيه بيان كردند : اول : ان مفهوم الشىء لا يعتبر فى مفهوم « الناطق » مثلا و الا لكان عرض العام داخل فى الفصل دوم : و لو اعتبر فيه ما صدق عليه الشىء انقلبت مادة الامكان الخاص ضرورة و منظور از شرطيه ثانيه در اينجا قضيه شرطيه دوم مىباشد .