ثم 1 )
بوده و ديگرى ممكنه ، حال سوال اين است كه چگونه مصنف در اينجا عين همان چيزى را كه خود بيان كردهاند را بر صاحب فصول اشكال مىكنند و لعله اليه اشار بقوله فافهم « 1 »
[ نظر آخوند درباره معناى مشتق ]
1 ) نظر مرحوم آخوند در معناى مشتق :
از ابتداى بساطت مشتق تا به اينجا نظريات مختلفى بيان شد :
الف - عدهاى از منطقيين مانند قطب الدين رازى در شرح مطالع قائل به مركب بودن موضوع له مشتق بودند و خواستند ادعاى خود را با توجه به تعريف فكر اثبات نمايند .
ب - محقق شريف فرمودند اگر موضوع له مشتق مركب باشد و شئى داخل در موضوع له آن باشد ، اگر منظور از شئى مفهوم آن باشد باعث دخول عرض عام در فصل مىشود و اگر منظور از شئى مصداق آن باشد لازمهاش اين است كه ماده امكان خاص ، به ضرورت تبديل شود .
ج ) خلاصه نظر صاحب فصول اين شد كه موضوع له مشتق بسيط است و اگر مفهوم شئى داخل در موضوع له مشتق باشد ، چه مراد از شئى ، مفهوم آن باشد چه مصداق آن ، قضيه ممكنه به ضروريه تبديل مىشود و اشكال هر دو قسمت يكى است ( البته صاحب فصول در ابتدا فرمودند اگر مفهوم داخل باشد ، منظور از شئى معناى لغوى است و اگر مصداق داخل باشد ، منظور از شئى ، شئى به لحاظ قيد ضحك مىباشد ولى در لكنه تنظر هر دو وجه را ابطال كردند )
هامش
( 1 ) - عناية الاصول جلد 1 صفحه 160