ضروريه نباشد ولى در عبارت « لكنه تنظر فيما افاده » از آن مطلب برگشتنه و فرمودند اين استدلال ما قابل مناقشه است و انقلاب بوجود مىآيد كه بحث آن گذشت .
همچنين فرمودند مىتوانيم شق اول يعنى منظور از اخذ شىء در موضوع له مشتق ، مفهوم آن باشد را انتخاب نمائيم و مستلزم دخول عرض عام در فصل نباشد ولى در اين قسمت از عبارت مىفرمايند با بيانات ما در بحث قبلى ( در لكنه تنظر ) معلوم مىشود كه اگر شق اول ( اخذ مفهوم ) را نيز انتخاب نمائيم انقلاب بوجود مىآيد و انقلاب قضيه ممكنه به ضروريه مختص به اعتبار كران شق دوم ( اخذ مصداق ) نيست .
نص كلام ايشان در اين زمينه عبارت است از : ( و لا يذهب عليك انه يمكن التمسك بالبيان المذكور على ابطال الوجه الاول ايضا لان الحوق مفهوم الذات او الشىء لمصاديقهما ايضا ضرورى و لا وجه لتخصيصه بالوجه الثانى « 1 » )
يعنى با اين بيان ما ( در لكنّه تنظر ) معلوم مىشود كه : ما مىتوانيم شق اول را نيز ابطال نمائيم زيرا دخول مفهوم شىء در موضوع له مشتق اگرچه طبق تقرير ما باعث دخول عرض خاص در فصل نمىشود « 2 » ولى مستلزم انقلاب هست ، زيرا وقتى ذات در موضوع له مشتق اخذ شد و منظور از آن هم مفهوم آن باشد ، يا در واقع ذات مقيد به وصف هست كه ايجاب ضرورت دارد ، و يا مقيد به وصف نيست پس سلب ضرورت دارد ، و در هر صورت انقلاب قضيه ممكنه به ضروريه بوجود مىآيد .
هامش
( 1 ) - الفصول الغرويه صفحه 61 و 62
( 2 ) - قبلا صاحب فصول در جواب محقق شريف فرمودند ما شق اول را انتخاب مىكنيم و در جواب اشكال دخول عرض عام در فصل مىگوئيم : منظور از اخذ شئى ، در مفهوم مشتق ، برحسب معناى لغوى آن است ولى در اينجا مىگويند اين جواب هم اشكال دارد و انقلاب كما كان جارى است .