من المعاصرين من عدم التضاد 1 ) على القول بعدم الاشتراط 2 ) لما عرفت 3 )
1 ) اصلا بنابر وضع مشتقات در اعم تضادى در كار نيست و تضاد فقط براساس وضع مشتقات در اخص بوجود مىآيد كه آن هم مستلزم دور بوده و وضع مشتقات در اخص را اثبات نمىكند .
2 ) يعنى عدم اشتراط تلبس بالفعل كه همان وضع در اعم باشد
[ جواب آخوند به حبيب اللّه رشتى ]
3 ) جواب آخوند به اشكال محقق رشتى :
تضاد مطرح شده بين صفات ( قائم و قاعد ) و ( عالم و جاهل ) و . . . فقط در خصوص متلبس بالفعل مطرح نيست بلكه اين تضاد يك مطلب ارتكازى بوده و همه اذهان ، حتى كودكان نيز بر آن اذعان دارند و مختص به يك قول و مذهب نيست و وقتى تضاد يك مطلب بسيار روشن و ارتكازى باشد ديگر بر امر ديگرى مثل وضع مشتق در متلبس بالفعل مبتنى نيست تا مستلزم دور باشد .
مستشكل در ترسيم دور مىگفت : تضاد متوقف است بر اينكه مشتق در متلبس بالفعل وضع شده باشد و اگر وضع مشتق در متلبس بالفعل هم متوقف بر تضاد باشد ، دور بوجود مىآيد ولى ما مىگوئيم كه تضاد بر قول و مبناى خاصى متوقف نيست يعنى تضاد بر مبناى وضع مشتقات در اخص متوقف نمىباشد و اصلا اختصاص به مبناى خاصى ندارد بلكه در اعم هم اين تضاد جريان دارد و يك امر ارتكازى بوده در نتيجه دور هم بر طرف مىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) - الجواب عن الدور ايضا فان ارتكز التضاد مستند الى الاشتراط ثبوتا و الاشتراط اثباتا يستند الى الارتكاز التضاد فيختلف الموقوف عليه التضاد و هو الاشتراط ثبوتا مع الموقوف عليه التضاد و هو الاشتراط اثباتا فلا دور . عناية الاصول جلد 1 صفحه 139