تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
فيها انقضى عنه المبدء و تلبس بالمبدأ الآخر و لا يرد 1 ) على هذا التقرير 2 ) ما آورده 3 ) بعضى الاجله 4 )

[ اشكال آقاى حبيب اللّه رشتى به دليل تضاد ]

1 ) مرحوم حبيب اللّه رشتى كه از شاگردان شيخ اعظم و صاحب جواهراند به استدلال اشكال كرده‌اند كه اين تضاد براساس وضع مشتق ، در خصوص متلبس بالفعل بوجود مىآيد و بوسيله تضاد مطرح شده در استدلال نمىتوانيم وضع مشتقات در خصوص اخص را اثبات نمائيم زيرا مستلزم دور است به اين بيان كه تضاد مذكور در استدلال براساس اين مبنى است كه مشتق در اخص وضع شده باشد ، حال اگر قول به اخص نيز مبتنى بر تضاد باشد ، دور بوجود مىآيد اما بنابراين مبنى كه مشتق در اعم از متلبس بالفعل و ما نقضى وضع شده باشد ( يعنى اشتراط تلبس بالفعل را شرط ندانيم ) اصلا تضادى در كار نيست و اين مطالبى است بسيار روشن زيرا در صورت وضع مشتق در اعم ، ما مىتوانيم زيد را به لحاظ اينكه در زمان گذشته متلبس به مبدأ ضرب بوده زننده بدانيم و بگوئيم « زيد ضارب » و به لحاظ اينكه همكنون متلبس به قعود است او را نشسته بخوانيم و بكوشيم « زيد قاعد » . در نتيجه دو صفت قائم و قاعد بنابر وضع مشتقات در اعم متخالفان مىباشند كه جمع آن دو در شىء واحد بلا اشكال است نه اينكه نسبت تضاد بينشان برقرار باشد . 2 ) يعنى دليل سوم كه برهان تضاد بود 3 ) به ماى موصول برمىگردد 4 ) يعنى ميرزا حبيب اللّه رشتى