هذا 1 ) وجها على حدة 2 ) و يقال : لا ريب فى متضاد الصفات المتقابلة المأخوذة 3 ) من المبادى المتضادة على ما ارتكزها 4 ) من المعانى فلو كان المشتق حقيقة فى الاعم لما كان بينها 5 ) متضاده بل مخالفه لتصادقها 6 )
باطل است و بين اين صفات يعنى ( قائم و قاعد ) ( عالم و جاهل ) و . . . تضاد است نه تخالف پس وقتى اين صفات متضاد باشند و در يك شيئ در آن واحد قابل جمع نباشند مشتق هم نمىتواند در اعم وضع شده باشد بلكه بايد در خصوص متلبس بالفعل وضع شده باشد . « 1 »
1 ) متضاد بودن اين صفات مثل قائم و قاعد .
2 ) دليل جداگانهاى غير از صحت سلب
3 ) مثل سفيدى و سياهى كه از سفيد و سياه گرفته مىشود يا قائم و قاعد كه از قيام و قعود اخذ مىشود .
4 ) صفات متضاده
5 ) صفات متضاده
6 ) اين صفات
هامش
( 1 ) - آقاى وحيد خراسانى از آنجا كه نحوه تقرير تبادرى كه مرحوم آخوند براى وضع مشتقات در اخص داشتند را قبول نكردند ، دليل تضاد بين مفاهيم را هم قبول ندارند زيرا قائلند كه تا تبادرى از اين الفاظ نباشد اشكالى هم از اين ناحيه ( تضاد ) مطرح نخواهد شد در نتيجه اين وجه ، دليل جداگانهاى نبوده و متصور بر و جداول ( تبادر ) مىباشد . اين سه وجه ، وجوهى بود كه صاحب كفايه و غير ايشان براى اثبات مشتقات در اخص اقامه نمودند و عمدهاش دليل اول بود و قد عرفت اندفاع الشبهات منه فالقول الاول هو المختار .
تحقيق الاصول جلد 1 صفحه 395 .