هامش
- در معانى ، حقيقى و موضوع له خودشان استعمال شوند در نتيجه از منافات ميان حكمت وضع ، و كثرت استعمال در معناى مجازى پى به عدم وجود كثرت استعمال در اعم مىبريم ، بلكه كثرت استعمال در خصوص متلبس فهميده مىشود و در اين حال ، احتمال اينكه تبادر و انسباق از حاق لفظ نبوده و نشأت گرفته از كثرت استعمال باشد دوباره عود مىكند .
و از اين مطالب جواب دادهاند كه اولا : مجرد اسبتعاد ضررى به مراد كه همان وضع در خصوص متلبس باشد نمىزند .
ثانيا : همانا غلبه مجاز لازم مىشود ، اگر استعمال مشتق در ما نقضى به لحاظ حال تلبس نباشد - مع انه به مكان من الامكان - پس مراد از مشتق در جمله « جاء الضارب » - كه ضرب از آن منقضى شده - كسى است كه قبل از آمدنش در حال تلبس به مبدأ ضارب بوده ، نه در حين بعد از انقضاء ، تا استعمال به لحاظ هذا الحال باشد و مشتق به مجرد تلبساش قبل از آمدن معنون به اين عنوان قرار گيرد زيرا اگر مشتقى براى اعم وضع شده بود استعمال آن در هر دو حال صحيح مىبود .
و افاد الاستاد دام ظله بعد آن شرح هذا الكلام : با اين جواب هم نمىتوانيم از اشكال مطرح شده خلاصى پيدا كنيم زيرا از آنجا كه استعمال در ما نقضى ، به لحاظ حال تلبس ، كم است و در متلبس زياد مىباشد ، احتمال اينكه تبادر و انسباق ، از كثرت استعمال مشتق در متلبس باشد هنوز وجود دارد و از همينجاست كه محشين كفايه كه از شاگردان آخوند هستند مىگويند : ان حاصل كلامه تسجيل الاشكال على نفسه .
و اما آنچه ذكر كردند كه كثرت استعمال مجازى ضررى ندارد ، اشكالاش اين است كه اگر لفظ در معانى مجازى متعدد استعمال شود ، اين اشكالى نداشته و منافاتى با حكمت وضع ندارد ، لكن كثرت استعمال مجازى در مقابل معناى حقيقى - مانند اينكه لفظ « اسد » كه براى حيوان مفترس وضع شده در حمل شايع زياد استعمال مىشود - با حكمت وضع منافات دارد و ما نحن فيه از اين قبيل است .
و اما نظر جناب استاد ( آقاى وحيد ) در اين زمينه : تبادر دو قسم داريم :
1 - تبادر نزد مستعلم 2 - تبادر نزد اهل لسان .
حال اگر معيار قسم اول باشد ارزش ندارد زيرا مجرد احتمال اينكه اين تبادر از كثرت استعمال نشأت گرفته باشد ، آن را از اعتبار ساقط مىكند ، مگر اينكه قطع ، به عدم دخالت كثرت استعمال در چنين تبادرى داشته باشيم كه حصول چنين قطعى در ما نحن فيه بعيد است و اگر كسى بخواهد بوسيله تمسك به اصالة عدم استناد تبادر ، به كثرت استعمال ، تبادر را از حاق لفظ بدست آورد ، اصل مثبت خواهد شد بعلاوه اينكه چنين اصلى با اصل عدم استناد تبادر به حاق لفظ تعارض دارد .
و اما اگر معيار تبادر به معناى دوم باشد صحيح خواهد بود كما اينكه ما چنين چيزى را در محلاش ذكر كرديم و اشكال هم مندفع مىشود زيرا احتمال اينكه تبادر نزد اهل لسان ، مستند به كثرت استعمال باشد ، -