تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
هامش
- فالنتيجه ان تصوير الجامع على القول بالاعم باحد هذين الوجهين به مكان من الامكان و على هذا الضوء يظهر ان للنزاع فى مقام الاثبات مجالا واسعا . محاضرات جلد 1 صفحه 250 و 251 لكن اين استدلال قابل خدشه است . توضيح مطلب : از آنجا كه معنى حرفى از سنخ وجوداند نه مفاهيم ، بنابراين هريك از معناى حرفيه با معانى ديگر مغايراند بخاطر تغاير دو وجود ، در نتيجه تصوير جامع بين دو سنج از نسبت و ربط ممكن نيست . بله تصور جامع بين افراد واجد از ربط ممكن است مانند جامع بين نسبت ظرفيه كه همان ( نسبت طرفيه ) مىباشد و معلوم است كه نسبت مبدأ به ذات ، در حال تلبس ، مخالف نسبت مبدأ ، به ذات ، در حال انقضاء است ، پس ربط بين مبدأ و ذات در حال تلبس ، ربط حقيقى واقعى است ، و در حال انقضاء ، ربط مسامحه‌اى انتزاعى ، زيرا حقيقتا ارتباطى ميان آن دو ، هنگام انعدام مبدأ ، بخاطر انعدام يكى از طرف نسبت وجود ندارد ، بنابراين سنخ نسبت مبدأ به ذات ، در حال تلبس ، غير از سنج نسبت مبدأ به ذات ، در حال انقضاء است ، و مىدانيم كه اگر مشتق بخواهد در اعم وضع شده باشد متوقف است بر تصور جامع بين دو نسبت ، و وضع لفظ براى آن بواسطه ، و قد عرفت كه جامع بين دو سنخ از نسبت بخاطر تغاير اتحاد نسبت ، و تباين آن مفقود مىباشد و لعل نظر المحقق النائينى الى هذا المعنى بنابراين متعينا مشتق در خصوص متلبس بالفعل وضع شده و از همين‌جا معلوم مىشود كه براى اثبات اخص نوبت به استدلال به تبادر و صحت سلب و مانند آن نمىرسد فلاحظ و تدبر منتقى الاصول جلد 1 صفحه 349 .