ثانيا قبول نداريم كه در دوران ميان مشترك معنوى و حقيقت و مجاز ، اشترك معنوى مقدم باشد زيرا بر فرض كه غلبه با مشترك معنوى باشد ، براى ما ظن به مقدم بودن مشترك معنوى حاصل مىشود و حال آنكه اصل اولى در ظنون ، عدم اعتبار آنها مىباشد مگر آنكه دليل معتبرى بر حجت بودن آن قائم شود كه در اينجا چنين دليل معتبرى وجود ندارد .
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 406
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٤٠٦