تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
هامش
- ضيق متقين و معلوم بوده و شك در سعه و ضيق حكم مجعول ، متمحض باشد . مانند شك در حرمت و طى زن حائض بعد از قطع شدن خون و قبل از غسل كه مرجع در آن استصحاب بقاء حرمت است تا اينكه غسل نمايد . اما در جائى كه مفهوم لفظ و معناى آن معين و معلوم نباشد - كه از آن به شبهه مفهوميه تعبير مىشود - استصحاب نه حكما و نه موضوعا جارى نمىشود . اما استصحاب حكمى جارى نمىشود زيرا در استصحاب موضوعا و محمولا ، وحدت قضيه متقينه و مشكوكه شرط است زيرا اگر دو قضيه محمولا و محمولا مختلف باشد نقض يقين به شك صدق نمىكند و از آنجا كه در شبهات مفهوميه اتحاد بين دو قضيه محرز نيست ، ممكن نيست كه بتوانيم به استصحاب حكمى تمسك جوئيم مثلا اگر در وجوب صلاة عصر يا صوم بعد از استطار قرص ، و قبل از ذهاب حمره مشرقيه ، شك كرديم ، از اين ناحيه كه شك در مفهوم مغرب براى ما حاصل شود كه آيا مراد از مغرب ، استطار است يا ذهاب حمره ؟ بنابر اول ، موضوع ( جزء النهار ) منتفى است و بنا بر دوم ، باقى است و از آنجا كه بقاء موضوع محرز نيست اتحاد بين دو قضيه هم نيز محرز نمىباشد و بدون احراز موضوع هم جريان استصحاب غيرممكن است . اما استصحاب موضوعى هم جارى نمىشود : زيرا شك در انقلاب حادث زمانى نداريم ، تا حكم به بقاء متيقن نمائيم ، زيرا با قطع نظر از وضع لفظ و تردد مفهوم بين سعه و ضيق ، شك در امر خارجى نداريم ، و استطار قرص از افق حسى براى ما معلوم نيست و ذهاب حمره هم غير متحقق مىباشد پس ديگر جايى براى مستصحب باقى نمىماند تا استصحاب نمائيم . محاضرات آقاى خوئى جلد 1 صفحه 244 و 243