تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 213

مساهمون:

صمقدمه ٢١٣
معلولات را استعداد افاضه بىواسطه نيست 1 و بعضى را استعداد افاضه بىوسايط هست چنانچه احتياج شب‌پره در استفاضهء نور خورشيد بواسطهء قمر نه از آن ممر است كه خورشيد در افاضهء نور ناقص باشد بلكه از آن ممر است كه شب‌پره را طاقت قهرمان ظهور نور خورشيد بىواسطه نباشد .

بيت [ گرنه بيند بروز شپره چشم * چشمهء آفتاب را چه گناه ]

گرنه بيند بروز شپره چشم * چشمهء آفتاب را چه گناه
كلمه 4 بعضى از جواهر غايبه از حواس كه مسمى بملك و جن و شيطان‌اند نزد بعضى حكما نفوس ارضيه‌اند كه بعضى از ايشان را ملايكهء ارضيه گويند و حضرت خاتم النبيين صلى اللّه عليه و سلم اشارت بدان 2 كرده كه اتانى ملك الجبال و ملك الامطار و ملك السحاب و بعضى ديگر را جن و شيطان نامند و اين جمله جنود ربانىاند و بعضى گويند كه نفوس ناطقه را بعد از مفارقت از بدن جن نامند . اگر در بدنى كه به دو متعلق بوده‌اند كسب خيرات كرده‌اند و ايشان متعلق بمردم نيك گشته در نيكيها ايشان را معاونت نمايند و اگر در حال تعلق به بدن كسب خيرات نكرده‌اند بعد از مفارقت از بدن ايشان 3 شيطان و متعلق باشرار گشته معاون ايشان باشند در شرور . كلمه 5 متكلمين برآنند كه جن و شيطان اجسام لطيفه‌اند كه متشكل 4 به اشكال مختلفه شوند و در بواطن حيوانات نفوذ نمايند و در منافذ ضيقه داخل شوند مثل وصول كيفيت رايحهء قايمه بمشام . اما ملائكه لطايف نوريه‌اند و جن و شيطان ناريه و در متكلمين اختلاف است در آنكه جن و شيطان يك نوع‌اند 5 يا دو نوع و حكما قبول نكرده‌اند وجود جن و شيطان را بمعنيى 6 كه متكلمين قايلند مستدل به آنكه اگر ايشان جسم لطيف باشند بايد كه قادر بر افعال شاقه نباشند متلاشى شوند بادنى سببى كه از خارج متحقق شود و هر دو مخالف عقيدهء ايشان است و اگر غير لطيفه باشند لازم آيد كه مرئى شوند بر همه‌كس