تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 210

مساهمون:

صمقدمه ٢١٠
من مخصوص امور حقانى و لذات روحانى نبود چه آغشته بود بطلب التذاذ حاصل . بنا بر غلبه بر خصم در مباحث علميه لاجرم اكثر مصاحبت به كسانى كردم كه مستغرق طلب علوم عقليه بمثابهء بودند كه مقصود اصلى مباحثهء علوم رسمى را مىدانستند زيراكه اين جماعت در علوم عقلى بواسطهء قلت تعلق بامور رسمى و استغراق اوقات بمطالعه و مباحثه‌شان عظيم داشتند و تدقيقات عجيبه از ايشان ظاهر مىشد . نفس با روح شريك شده از متلذذات مباحث علمى تلذذات تمام مىيافت و بواسطهء الفت و عادات كامله و مباحثه به اين طايفه با وجود ملازمت اصفيا و اوليا از ورطهء افراط و تفريط در باب تحصيل مقاصد علوم خلاص نتوانستم يافت تا رفته كار به جائى رسيد كه از ملازمت كشف درويشان و دوام اقتدا بسنن ايشان محروم شدم و هر روز دور تر افتادم تا به جائى رسيد كه مىبينى كه اكثر اوقات مصروف بلوازم امارت مىشود و حاصلى كه از اين كار است جز خجالت بالفعل و حسرت بالمآل نيست . از جمله قبايح احوال آنكه بواسطهء شومى نفس اماره و اعمال و افعال او مستعد اين عقوبت گشته كه از لذت تصور خلاصى از مناهى و معاصى نيز محرومم ، زيراكه اسباب دست درهم آورده كه اگر خواهم ترك اين شواغل نموده بكنجى نشينم تا بمقصدى خود را رسانم ميسر نمىشود . بيان كرده بوديم كه فكر بمنزلهء بنياد ديوار است . پس وسعت ميدان فكر اول در هر مرتبه نتيجهء خفى 1 مناسب آن مرتبه حاصل مىشد . لاجرم قدم بر كار آغشته به اغراض فاسده و كاسده نمىنهاد تا غضب خداوندى او را محبوس زندان محكوميت غير نمىخواست . غرض از اين همه آن است كه آن فرزند در طلب علم و غيره نظر برحق دارد و نينديشد از آنچه من انديشيدم . نعوذ باللّه نيفتد در آن چاه كه من افتادم و آن چاه طلب جاه است . اى فرزند خردمند به ياد دار و در تحقيق بحقيقت آن سخن كوش كه ملهم