تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 215

مساهمون:

صمقدمه ٢١٥
آيد و ابدالآباد بر سرر مرفوعهء مراتب عليه و مقعد صدق نزد مليك مقتدر متقرر گشته وصال زلال مشاهدهء حضرت ذوالجلال كه موجب زندگانى جاودانى است از دست ساقى باقى نوشيده گاه خروش لمن الملك بردارند و گاه زبان حال شان به اين مقال مترنم گردد .

بيت [ هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد بعشق * ثبت است بر جريدهء عالم دوام ما ]

هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد بعشق * ثبت است بر جريدهء عالم دوام ما
ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه ذو الفضل العظيم . كلمه 9 شقى عبارت از آدمى است كه نفس ناطقهء او را علم بحقايق امور واجبة العلم حسب ما يمكن حاصل شده باشد اما مزكى و محلى نگشته باشد و ميل بمشتهيات نفسانى و متلذذات فانى از حد اعتدال درو باقى باشد و بىتدارك اين مفاسد نعوذ باللّه بعالم آخرت رفته لاجرم در نشئهء ثانى اين قسم نفوس متاذى گردند . بواسطهء فقد 1 مانوسات نفسانى و عدم حصول آنها . از اينجا است كه در خبر خير البشر صلى اللّه عليه و سلم وارد شده كه فردا در صحراى غرامت عذاب علماى غير اتقيا اشد و اقوى باشد از جهلا زيراكه اشد اقسام عذاب اخروى حسرت و خجلت و ندامت است و قوت و ضعف آن به مقدار دانستن لطافت لطايف و قبح قبايح و علوشان امر و امثال اين امور باشد و شك نيست كه كسانى كه در علم بكمال رسيده‌اند علمات ايشان قوىتر خواهد بود كه از ممر ادراك ناملايمات باشد در ايشان اقوى باشد ليكن اين نفوس باتفاق عقل و نقل عاقبة الامر از اين آلام خلاصى يابند زيراكه اين آلام معلول افعال و اوضاع عارضه متغير غير يافته‌اند و اين نفوس به قدر رسوخ درين امور در عذاب باشند نه زياده بر آن . كلمه 10 اشقى عبارت از نفوسى است كه در عقايد فاسده و تصديقات
كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 215 | محمدصادق دهلوي