تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 208

مساهمون:

صمقدمه ٢٠٨

بيت [ هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد بعشق * ثبت است بر جريدهء عالم دوام ما ]

هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد بعشق * ثبت است بر جريدهء عالم دوام ما
اى فرزند خردمند بدانكه فرمودهء آن سرور در دنيا مزرعهء آخرت است و بواسطهء آمدن به اين عالم نفس ناطقه را سودها حاصل شود كه سرمايهء كمال و پيرايهء جمال او بيشتر گردد و چون خاك را احتياج بىنهايت است و در هر روز بلكه هر ساعت او را استعداد ترقى باشد كه اگر آن مرتبه حاصل نشود غبن 1 و زيان 2 او باشد چنانچه مخبر صادق از آن خبر داده كه من استوى يوماه فهو مغبون و سود هر روز بايد كه بيشتر از سود روز ديگر باشد چه سود روز پيشين داخل سرمايهء روز پسين گردد . پس اگر سود به قدر سرمايه نشود و از زياده فايده به مقدار نشود به خود زيانكارى لازم آيد . لاجرم اگر سود روز پسين از سود روز پيشين زياده نباشد تضيع استعداد ازدياد سود لازم آيد . پس آن‌كس زيان زده شود . و اى فرزند معلوم تو باد كه عقل تقاضاى آن دارد كه در اوقات استعداد و اقتدار تحصيل ذخيرهء اوقات فروماندگى و بيچارگى نموده شود و هر وادى را وقت معين باشد كه در آن وقت بايد حاصل كرد . چون آن وقت گذرد تحصيل او مشكل بلك ممتنع بود ، چنانچه اوقات كه رگها و پىها هنوز محكم نشده تحصيل كمال حسن خط توان كرد . چون آن‌وقت گذشت تحصيل او بر كمال ممكن نباشد و على هذا القياس تحصيل ازدياد سليقهء اشعار مجازى جز در بدايت جوانى كه گرمى و نرمى تمام در طبيعت است نتوان كرد و نيز تحصيل علم ظاهر و باطن را بعد از آنكه حرارت غريزى ضعيف گردد و فرسوده شود چنانچه بايد مقصود حاصل نتوان كرد . پس در هروقت آنچه مناسب آن وقت است تحصيل بايد كرد و اوقات جوانى را غنيمت بايد شمرد كه پيرى اوقات فروماندگى است چنانچه حال ما است .