تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 209

مساهمون:

صمقدمه ٢٠٩
پس در جوانى فكر اسباب معيشت دنيوى و اخروى بايد كرد كه در پيرى عموم خلق را بدن و قواى بدنى ضعيف گردد . كارى كه توان گفت نتوان كرد و در كسانى كه نفس ناطقهء ايشان تعلق قوى به بدن و بدنيات داشته باشد و برياضات و غيره اين تعلق ضعيف نشده باشد در اوقات در عقل ايشان فتور و خطور تمام رود ، چه عقل او بمددكارى قواى بدنى در جوانى ببعضى از مراتب عالى شايد مىرسيده باشد و چون خود را به جائى نرسانيده كه بىمدد حواس و قواى بدنى تواند ببعضى مراتب سخن رسيد و در پيرى كه بدن و قواى بدنى كه مقوى نفس ناطقهء او بود ضعيف شده نتواند چنانچه بايد بسخن رسيد بلكه آئينهء استعداد بعضى بر وجه قوت از پيران بواسطهء كثرت بر كسهاى جسمانى و عادات هيولانى به جائى رسد نعوذ باللّه چون آهن موريانه خورده قابل آن نباشد كه زنگ از آن توان زدود تا قابل انعكاس حضور نفس الامرى گردد . اى فرزند بدانكه اوقات تحصيل مقاصد اخروى امروز است چه فردا روز جزاست نه عمل .

بيت [ امروز كار كن كه بسى روزگار هست * فردا كه روزگار دراز است كار نيست ]

امروز كار كن كه بسى روزگار هست * فردا كه روزگار دراز است كار نيست
اى فرزند چون آخرت را نهايت نيست براى تحصيل معيشت آخرت فكرى بىنهايت بايد كرد و نيز معلوم آن فرزند باد كه فكر در كارها بمنزلهء بنياد ديوار است نسبت به ديوار تا اگر بنياد ديوار بر جاى منضبط بر نهج استحكام واقع نشود آن ديوار را مدارى نخواهد بود . پس اگر در ايام جوانى و سلامت قوا 1 فكر كامل در كار دنيا و آخرت كرده نشود يا آنچه كرده شود بىبنياد باشد در آن وادى آخر بفكر هم كارى كه بايد نتوان كرد . اين از مجربات يقينيهء من است چرا كه در اول كه قدم در وادى تحصيل علوم نهادم فكر كامل شامل حال دين و دنيا نكرده بودم و در طلب علم نظر