ظاهر نيز در حال انقطاع طيران به هوا ضرر نديده چه غذاهاى لطيف بىزحمت تردد بخدمتكارى يكى از اولاد آدم كه خليفهزادهء عالم است به او مىرسد و محافظت او از تالم سرما و گرما ضرر اعلام بكلام اشرف از خود گوش انداخته منقاد باشى تا به جائى رسد ، انشاءاللّه تعالى ، كه آنچه آدمى را بحسب خلقت لازم طبيعت نيست ترا حاصل شود و آن چيز مرتبهء علم و معرفت پروردگار است و آنچه سبب رضاى او تواند شد از جنس اعمال و غيره و هرگاه بدان مرتبه فايز آئى رزق صورى و معنوى ترا بىسعى و تردد تو حق سبحانه و تعالى به تو خواهد رسانيد و از جميع آفات محفوظ خواهد داشت . و اى فرزند معلوم تو خواهد بود كه چون در نوع طوطى استعداد تكلم اگر نيست اگر از طوطى ديگر هم هم 1 ياد گرفته باشد بايد كه منتهى شود بتعليم آنچه از طوطى اشرف است چون آدمى كه بطبيعت خود متكلم باشد پس بايد كه از اينجا معلوم كنى كه آنچه معلوم كرد و 2 از امورى كه مقتضاى عالم بشريت نيست كه به خود آن را آسان دانست چون احوال عالم آخرت كه بعد از مردن پيش آيد و آنچه در آن عالم به كار آيد تواند كه درين عالم كسب و تحصيل او نمايد . اگر از اوستاد و پيغامبر دانسته شود اما منتهى گردد بتعليم خالق ، چه مخلوق بطبع خود احوال آن عالم و ضرورات او را نداند . پس در مسايل دينى خداى را معلم حقيقى خود دان و در زمان توجه به آن مسايل از خداى تعالى در خواه كه از آنچه حقيقت حال است به تو از كرم خود داناند . و اى فرزند دلپسند بدانكه فرستادن حقتعالى آدمى را از حظاير قدس به اين عالم ظلمانى بنا بر آن است كه در چارسوى شهرستان اين عالم عناصر سرمايهء طالب سودى از سوداى مطلوب باشد . حيات عارضى فانى تحصيل اسباب حيات ابدى مرتب بكمال تعلق و تعشق روح بجانان نمايد .
كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 207
مساهمون: محمدصادق دهلوي
صمقدمه ٢٠٧