كلمه 10 يادداشت عبارت از دوام حضور حضرت ذاتست تعالى و تقدس و اين معنى گاه هست كه مر ارباب قلوب را نيز متخيل شود بواسطهء جامعيت قلب ، زيراكه هرچه در كليت انسان است در قلب تنها نيز ثابتست 1 هرچند كه فرق اجمال و تفصيل است پس در مرتبهء قلب نيز حضور ذات تعالى و تقدس بر سبيل دوام ميسر شود 2 اما اين معنى صورت يادداشت است نه حقيقت يادداشت .
كلمه 11 سعادت خود را در قبول پير بايد دانست و شقاوت خود را در رد او ، نعوذ باللّه سبحانه من ذلك . رضاى 3 حق سبحانه را در پس پردهء رضاى پير ماندهاند تا مريد در مراضى پير خود را گم نسازد ، بمرضيات حق سبحانه نرسد . آفت مريد در آزار پير است هر زلتى 4 كه بعد آن باشد تدارك آن ممكن است اما آزار پير را به هيچچيز تدارك نتوان نمود . آزار پير بيخ 5 شقاوتست مر مريد را ، عياذا باللّه سبحانه من 6 ذلك . خللى در معتقدات اسلاميه و فتورى در احكام شرعيه از نتايج و ثمرات آنست . از احوال و مواجيد كه به باطن تعلق دارد اثرى اگر 7 با وجود آزار پير باقى ماند از استدراج بايد شمرد كه آخر به خرابى خواهد كشيد [ 310 ] و غير از ضرر نتيجهء نخواهد داد و السلام 8 على من اتبع الهدى .
و 9 يكى از كبار 10 خلفاى 11 حضرت ايشان جناب ميان شيخ 12 الهداداند كه بصفت فنا و نيستى موصوفاند 13 بكيفيت بيخودى و استغراق معروف و از سابقان و قديمان 14 حضرت خواجه بودند و خدمات 15 اهل خانقاه 16 و مسافران تعلق به خدمت شيخ داشته بلكه 17 در جميع امور دنيوى وكيل مطلق 18 حضرت ايشان بودند و مهمات دنيويه بسعى ايشان صورت مىيافته و با وجود اين همه خدمات خدمت 19 شيخ از نسبت باطنى 20 و شغل معنوى 21 غافل و 22 ذاهل نمىشدند و اوصاف حميده و خصال پسنديدهء شيخ ظاهر و باهر است 23 و بر هيچيك از اهل انصاف مخفى نيست . غيبت هيچكس بلكه 24 سخن ما لا يعنى هرگز از شيخ شنيده نشد . 25 از جميع اوصاف ذميمه پاك و منزه و باكثر صفات پسنديده آراستهاند .
و حضرت ايشان را نسبت بشيخ التفات تمام بوده 26 چنانچه از بعضى مكتوبات
كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 192
مساهمون: محمدصادق دهلوي
صمقدمه ١٩٢