تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 195

مساهمون:

صمقدمه ١٩٥
ساز در حلقهء آن سلسله پا بست مرا * بر 1 سر راه خرابات بكن پست مرا اى 2 خوش آن‌كس كه پى تربيتش 3 روح تو شد * مرهم آلوده به آن دل كه نه مجروح تو شد چشم لطفى ز تو دارم طمع 4 اى مايهء ناز * سوى من بنگر و يك‌لحظه بحالم پرداز مىتوانى كه نجاتم دهى از سوز و گداز * رحم كن رحم خلاصم ده 5 و 6 آزادم ساز يك نگاهى 7 دگر امروز بكارم فرماى * بادهء لطف خودم بخش و خمارم برباى اى شهنشاه جهان از تو مدد مىخواهم * راه بنماى 8 كه آواره‌ام و گمراهم با كه 9 گويم غم خود بندهء اين درگاهم * از كه جويم مددى 10 چاكر شاهنشاهم نيست غير از تو مرا هيچ‌كسى 11 پشت و پناه * دست من گير و 12 برون آر ازين ظلمت چاه اى 13 چمن برگ گلستان 14 جمالت خورشيد * مطرب بزمگه عيش وصالت 15 ناهيد زائر كعبهء درگاه جلالت اميد * صد چو من حلقه‌به‌گوشان كمالت جاويد 16 تا بكى در بدر و مايل هر سو باشم * چند آواره و 17 سرگشتهء هر كو باشم وقت آنست كه آشفته و ديوانه شوم * لاى مى دركشم و ساكن ميخانه شوم