تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 193

مساهمون:

صمقدمه ١٩٣
كه بشيخ نوشته‌اند معلوم مىگردد . از آن جمله اين رقعه است كه در وقتى كه بسير ولايت متوجه بودند مرقوم فرمودند : برادر ارشد ميان شيخ الهداد دعاگوى 1 معتقد خود را بتوجه و فاتحه امداد مىنموده باشند . با اين همه پريشانى اوضاع و بىاستقامتى كمال بىحيائى است كه سخن تصوف در ميان آريم و از دقايق طريق انجذاب و حقايق منتهاى كشف تحرير نمائيم 2 .
از خود بطلب هرآنچه خواهى 3 هستى
به‌هرحال يك وصيت مىكنم بر شما باد كه آن را از دست ندهيد و آن اينست كه چون ما هرزه‌گرد و بيابان‌پيماى نباشيد . خود را بر نسبت خود بدوزيد و آن را عزيز بداريد كه اعز من الكبريت الاحمر است . * بالجمله 4 در خدمت حضرت ايشان 5 عليه الرحمة و الرضوان مردم فاضل و عالم و صالح 6 بسيار بودند 7 و علماء و مشايخ و فضلا اختيار 8 طريقت 9 حضرت ايشان نموده و 10 در سلك ارادت درآمده و آثار بركات مشاهده 11 كرده 12 . اگر يك‌يك را 13 جدا در پى بيان شوم 14 اين رساله 15 حمل نتواند كرد . الحمد للّه على الاتمام و الصلاة على خير الانام و على آله و اصحابه العظام . چنين گويد بندهء گناهكار شرمسار محمد صادق عفى 16 اللّه سبحانه عنه كه روز جمعه بيست و دوم رجب المرجب سنهء هزار و بيست و سه از تحرير اين رساله كه مشتمل 17 احوال بعضى از مشايخ 18 و اوليا و پادشاهان دهلى است فراغ يافتم و چون مقصود اصلى در نوشتن اين رساله بيان مجملى از احوال حضرت ايشان بود در آخر اين رساله مربعى 19 كه قريب بايام رحلت آن صاحب تصرف انفسى و آفاقى 20 كه ايام سوز و گداز 21 بود در منقبت آن عالىحضرت از كاتب حروف اتفاق افتاده بود 22 درج نمودن مناسب نمود 23 :
خواجهء زنده‌دلان خواجه محمد باقى * واقف سرنهان خواجه محمد باقى