به آن مخلص كه ناقل اين حكايتست ، فرمودند : اگر حافظ امشب بخواند مرد است .
همان ساعت حافظ بخانهء خود رفت و بيمار شد و 1 تمام ماه رمضان در بيمارى گذراند . چون ماه رمضان منقضى گشت صحت يافت . اين حكايت تا آنجا كه حافظ ما را بيمار ساختيد از حافظ هم شنيده شد و از بيمارى 2 خود نيز مىگفته .
بعضى ديگر از اعزه نقل كردند كه بعد از بيمارى 3 حافظ جلال الدّين حافظ ديگر هوس ختم كرد و آن را نيز بيمارى عارض شد . نقل 4 كرد 5 همان عزيز كه روزى قريب هفت هشت ماه پيش از وفات حضرت ايشان جناب ميان شيخ احمد سرهندى كه يكى از خلفاى 6 آن عالىحضرت است و بعضى اعزهء ديگر بحضور شريف مشرف بودند خادمات محل خواجه عبيد اللّه و خواجه عبد اللّه 7 را كه فرزندان حضرت ايشانند 8 و در آنوقت در سن دوسالگى 9 و يك و نيمسالگى بودند و اليوم در چهاردهسالگى 10 اند و 11 چهار ماه خواجهء كلان از خواجهء 12 خورد بزرگاند چنانچه حضرت ايشان در تاريخ ولادت هر دو خواجه اشاره 13 فرمودهاند 14 :
ما بين ظهور اين دو گوهر * بگذشت چهار ماه و اكثر *
پيش آن حضرت آوردند . حضرت ايشان با وجود آنهمه بىتعلقى كه حقتعالى ايشان 15 را ارزانى داشته بود به نسبت 16 جزئيت التفاتى خاص بهركدام فرمودند و بالآخر 17 حاضران مجلس را مخاطب ساخته گفتند كه اينها يتيمانند و چند مرتبه بعد از آن نيز 18 بتقريبات اين مضمون را بر زبان 19 الهام بيان مىآوردند .
كرامات و تصرفات انفسى و آفاقى و خوارق عادات حضرت ايشان بيش از آنست كه در پى تحرير آن شود هرچه فى الحال ياد آمد و از ثقات شنيده بود با ملاى 20 آن جرأت نمود و از اتفاقات حسنه بمقتضاى 21 و لقد آتينا موسى تسع آيات بينات * ، نه كرامت از آن حضرت نوشته شد و از خوارق تسعه آنچه زياده آمد از قسم تصرفات انفسى است نه آفاقى .
ذكر بعضى از ياران حضرت ايشان كه در حالت 22
حيات آن حضرت بمسند 23 ارشاد رسيدهاند و رخصت [ 298 ] تمام يافته
اگرچه ياران حضرت خواجهء ما قدس سره اكثر بدرجات اهل ولايت مشرف 24 بودند و به نظر مرحمت آن حضرت بمراتب عليا رسيده اما اول كسى را كه ايشان رخصت ارشاد فرمودند و 25 توجه وى به مسترشدان وى اثر كرد