تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 185

مساهمون:

صمقدمه ١٨٥
راه از دست بعضى امرا و سلطان عهد كه ميل آن داشتند كه ايشان بروش اهل دنيا باشند آزارها كشيدند . بالآخر بتوجه ايشان از جميع آفات ايمن شدند . از مخلصى منقول است كه يكى از مقربان سلطان به جهت بعضى قرابت نمىخواست كه ايشان ترك روش ماوك نمايند و كوشش مىنمود كه باز ايشان را بر سر كار آرد 1 و ازين راه بجناب خواجه آزارها مير سيد . روزى احوال خود را بعرض درگاه مقدس حضرت ايشان رسانيدند . سخن حضرت 2 خواجهء 3 احرار 4 كه نسبت بيكى از بىادبان فرموده بودند كه كار اين مردود 5 در چند روز برهم شدنى است نقل نمودند . آن مخلص مىگفت كه از استماع اين سخن يقين من شد كه كار مقرب سلطان پس افتاد [ 302 ] چند روزى 6 نگذشته بود كه سلطان بسببى بر وى برآشفت به حدى كه بيم كشتن بود . بالآخر از آن مهلكه خلاص شد اما از پايهء اعتبارى كه داشته برافتاد . بالجمله جناب خواجه حسام الدّين 7 احمد از جمله مقبولان و محبوبان درگاه ولايت منقبت 8 حضرت ايشان بودند و از ساير 9 اصحاب باعتبار 10 محبت و اخلاص امتياز تمام داشتند و تعداد 11 بزرگيهاى ايشان 12 نمودن از حوصلهء كاتب بيرون است و چون بكرم الهى لطفى تمام بر حال اين شكسته‌بال دارند از آن مىترسد كه جماعه كه عقل ايشان را لباس ادراك نيست محمول بر اغراض داشته از قسم خودستائى دانند . گوشهء خاطر و التفات باطن و ظاهر كه خدمت ايشان را به اين 13 گرفتار است از بعضى رقعات كه در بعضى اوقات به اين فروماندهء تعلقات بشريه صادر شده 14 توان فهميد . از آن جمله اين 15 دو رقعه بطريق تبرك ايراد يافت 16 و از دستخط شريف نقل افتاد 17 . برادر 18 عزيز و فرزند برخوردار ميان محمد صادق بمراد دوستان بىريا برخوردار فطرت خود 19 گشته از آسيب زمان محفوظ باشند و در نيازمندى بمنتسبان عنصرى و منسوبان معنوى حضرت پير دستگير قدس سره باقصى الغايات 20 كوشش نمايند و زنهار بتساهل راضى نشوند . اين مكتوب بلاغت اسلوب و رقعهء ديگر كه درج مىافتد در ايامى كه صادر شده اين گرفتار در نهايت كشاكش تعلقات صوريه بوده و 21 مىخواست كه به
كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 185 | محمدصادق دهلوي