كلمه 15 وسوسه * سه قسم است ، يكى مجرد خواطر و خيالات و اين نسبت به كسى است كه بتوفيق اللّه تعالى ايمان دارد به آنكه خالق افعال عباد حق است سبحانه ليكن به ظاهر عقل و حس مشاهده مىكند كه افعال عباد مربوط به اختيار [ 275 ] ايشانست ، دوم آنكه خالق افعال عباد عباد را دانند چنانچه معتزله نسبت به همه آدميان مىگويند و بدتر ازين 1 است عمل عامه حالا نسبت به يكديگر چه معتزله فعل بنده را باقدار حق مىگويند يعنى حقتعالى او را چنين آفريده كه هرچه مىخواهد مىكند و عامه در معاملات ازين هم ذهول دارند . سيوم آنكه بنده را بالوهيت اخذ كنند چنانچه فرعون و شداد را كردند . دفع وسوسهء اول آنست كه حق را از خلق جدا نداند 2 و فعل و صفت خلق را سايهء فعل و 3 صفت حق بداند و ربوبيت 4 را عبارت از ظهور رب به صورت مربوب اعتقاد نمايد . ازينجا است آنچه شيخ اوحدى فرموده 5 .
تا جنبش دست هست مادام * سايه متحرك است ناكام
ازين معنى وسوسهء دوم هم مرتفع مىشود .
كلمه 16 عالم * در هرآنى بعدم مىرود و مثل آن بظهور مىآيد . خلق و تاثير به تمام از مرتبهء الوهيت است . به اين سخن وسوسهء سيوم نيز دفع شود .
كلمه 17 وسوسهء خناس * از سه قسم بيرون نيست يا به معصيت 6 مىاندازد يا دل بنده را در تصرف خود آورده مملكت خواطر 7 و خيالات مىكند بىآنكه ظهور معصيتى شود يا بكفر مىاندازد نعوذ بالله من شره و 8 در قسم اول التجا 9 به رب بردن مناسب است و 10 معصيت واسطهء موت مىشود [ 276 ] چنانچه 11 بعضى اكابر كشف و تحقيق فرمودهاند كه عصاة 12 در دوزخ مىميرند كه كفار صفت ايشان لا يموت فيها و لا يحيى * است و ربوبيت واسطهء وجود و حيات و در قسم دوم كه مملكت و مسخرهء 13 شيطان است التجا به ملك بردن مناسب است ، و در قسم سيوم التجا باله بردن مناسب است 14 .
كلمه 18 از جمله امورى 15 كه مناسب اين طريق نيست يكى مطالعهء كتب صوفيه و شنيدن سخنان بلند ايشان است 16 چه جمال آن مواجيد كه بفهم