الرجيم * مخفى نيست كه اين امر متضمن امر ففروا الى اللّه [ 270 ] و تقرب اليه * است * چه استعاذه 1 التجا 2 به كسى بردن و در جوار او رفتن است .
كلمه 4 هم در آن * تفسير در بيان معنى بسمله فرمودهاند اسم مبارك اللّه را در عرف صوفيه سه اطلاق است . يكى ذات احديت و ديگر ذات مقيد بمرتبهء الوهيت و ديگر احديت جمع مطلق ليكن مناسب حال كاتب و سامع مرتبهء دوم است كه قبلهء توجه سالكان 3 و آرامگاه مشتاقان و رب عالميان و مالك يوم الدّين اوست . مرتبهء اول از عبارت و اشارت منزه است و مرتبهء سيوم واسطهء گمراهى بسياران . اكنون شرح همان مرتبهء دوم 4 كه معشوق 5 عالىهمتان پاكنظر است نمائيم . اللّه اسم ذاتى است مستجمع جميع صفات كمال . آنچنان ذاتى كه او بود با صفات كاملهء خود و عالم نبود و اكنون كه عالم از عرصهء عدم به تنگناى خيال آمده او همچنان برقرار خود است . پيشگاه بقا و ثبات او راست ، ديگران در معرض 6 فنا و ممات 7 .
جل من لا إله الا هو * لا تقل كيف هو و لا ما هو
اگر از ذاتش پرسى لا تفكروا فى ذاته * و اگر از صفاتش پرسى قرآن مجيد على ما يفهم منه اهل اللسان من العلماء السنة 8 مبين ان ليس كمثله شىء و هو السميع البصير [ 271 ] اگر ظاهر است اوست چه مدار ظهور بفعل و اثر است و فعل و اثر ازو و اگر باطن است هم اوست . ديدهء سركه محرم حريم 9 شهود است در مطالعهء كمال او خيره است و چشم سركه رئيس كارخانهء نمود است در مشاهدهء جمال او تيره . اوست 10 كه اقرب من حبل الوريد * است و اوست كه فعال لما 11 يريد است .
كلمه 5 رحمن 12 اسم ذات است باعتبار افاضهء وجود مر حقايق ممكنات را . اين اسم خاص واجب است ديگرى افاضهء وجود نتواند كرد ، هرچند كه رحمتش عام است .
كلمه 6 رحيم است ذاتست باعتبار افاضهء ساير نعم تابعه مر وجود را . اين اسم عام است چه ديگرى نيز بتوفيق حق بعضى انعامات مىتواند كرد ، ليكن