و از اذواق و مواجيد صوفيه بهرهمند 1 نباشند و صوفيه باذواق و مواجيد 2 بهرهمنداند و خوارق و كرامات خود را از نظر خلق نمىپوشند . نظر ايشان در جميع امور برحق است سبحانه ، و خلق را ظهور حق مىدانند و درين فرقه بالجمله رعونتى و عنوانى 3 مانده و ملامتيه طايفهاند در كسوت عوام و اقتصار در ظاهر بر فرائض و سنن مؤكده كرده در رعايت معنى اخلاص مىكوشند و خود را باظهار خوارق علم 4 نمىسازند و اتباع درين امر به حضرت حق سبحانه كردهاند .
كلمه 29 خوارق در زمان اصحاب اينقدر نبود كه بعد ازين پيدا شد چه 5 لازم نهايت كمال آنست كه از دست منتهى تصرف نمىآيد مگر به حكم الهى و لهذا از پيغمبران بيخواست آنها ظاهر مىشد و از بعضى بمقتضاى 6 وقت كه كفار بانكار آنها 7 برمىخاستند معجزه بظهور مىرسيده 8 بىتصرف و خواهش .
كلمه 30 هم * در ملفوظاتست كه اكثر مشايخ را در حين حيات مردم زنديق مىگفتهاند 9 چنانچه ذو النون مصرى * را ، اما ذو النون را 10 بعد از موت قبول پيدا آمد چه از دنيا منزه بود و اگر از اصل دنيا بودى بعد از موت هم از طعن مردم خلاص نمىشد . اين همه اختلاف كه در اصحاب مانده علتش [ 280 ] همانست كه به جهت منصب خلافت در دنيا بودند 11 .
كلمه 31 در شرح رباعيات * بقلم 12 حقايق رقم ثبت نمودهاند كه اقرب و اعلى طرق مشايخ قدس اللّه تعالى اسرارهم طريقهء 13 عليهء احراريهء نقشبنديه است . اول درآمد 14 ايشان در ادراك بسيط است كه غلبهء جهت حقيقت بر خلقيت است 15 و محل تجلى 16 انوار ذاتست و ظهور وجه خاص است . مقدمهء اين معنى را كه مغلوبيت ادراكات مركبه و ظهور تباشير صبح سعادت وصول است حضور و آگاهى مىگويند و هرگاه در غلبات كشش و انجذاب ادراكات مركبه 17 به تمام از ميان رخت بربندند 18 بل بنعت آگاهى نيز شعورى نماند 19 تعبير بفنا و فناى 20 فنا مىكنند . تواتر 21 اين نسبت را وجود عدم مىگويند و ملكهء ظهور اين نسبت متواتره را عظيم مىشمرند 22 .
كلمه 32 چون محب صادق به حضرت ذات منجذب شود و پردهء محبوبان
كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 170
مساهمون: محمدصادق دهلوي
صمقدمه ١٧٠