تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 162

مساهمون:

صمقدمه ١٦٢
اجتناب از هوا 1 و بدعت است و ارتباط و انتساب از حيثيت مصافحه و تعلم ذكر و مراقبهء نقشبنديه به حضرت مولانا خواجگى امكنگى دارند و بحسب حقيقت اويسى بوده‌اند و تربيت از روحانيت غوث وقت خواجهء احرار قدس سره داشته‌اند 2 و بحسب صورت بسه واسطه به آن حضرت مىرسند چنانچه در سلسلة الصادقين بتفصيل بيان نموده‌ايم . 3 بالجمله طريقهء حضرت خواجهء ما در خلا و ملا يكسان بوده . بادب ظاهر و باطن متصف بودند . هرگز از ايشان قولى و فعلى چنان بوقوع نيامده كه طبعى را از آن كراهيت 4 رسد . در ستر 5 و اخفا غايت اهتمام مرعى مىداشتند . از ايام طفلى آثار ولايت و انوار هدايت از جبين مبين آن حضرت لايح و پيدا بود 6 . بمقتضاى 7 الشفقة على خلق اللّه هميشه در رعايت دلها كوشش مىنمودند و فراغت و راحت ديگران بر محنت و مشقت خود اختيار كردندى 8 و به حكم التعظيم لامر اللّه [ 267 ] هرگز دقيقهء از دقايق شرعيه فروگذاشت ننمودندى و راضى نبودند كه از هيچ‌كس از متعلقان و خادمان درگاه مخالف شريعت‌كارى صادر گردد و جميع حركات و سكنات آن قطب دايرهء وجود خوش‌آينده و پسنديده بود 9 . ملاحت سخن و لطافت 10 كلام بر آن حضرت غلبه داشت و مطايبه را خوش مىكردند 11 و جميع اعمال و آلات و قواى 12 ظاهرى و باطنى در آنچه از براى آن مخلوق است صرف مىنمودند و تصرفات انفسى 13 و آفاقى آن حضرت بر وجهى بوده كه هيچ‌كس را 14 از اهل دانش و بينش و ارباب فهم و فراست در آنجا مجال شك و شبهه 15 نبوده . با وجود آنكه در ستر حال خود غايت اهتمام داشتند بيخواست ايشان نام و گلبانگ شريف در اكثر 16 بلاد منتشر شد و هرجا مردى با استعداد و 17 جوهرى قابل بود روى توجه بدين آستانه آورد و در سلك جاروب‌كشان درگاه انتظام يافت و هركه به پاىبوس شريف وى 18 رسيدى از دست رفتى و از مقام شعور بعالم بيخودى رسيدى و بغيبت و فنا و نيستى 19 كه بعضى ارباب سلوك را بعد از مجاهدهء بسيار ميسر مىشود ، از بركت نظر كيميا اثر در اندك 20 زمانى حاصل مىشد [ 268 ] وفات آن حضرت در سال هزار و دوازده روز شنبه پيش از نماز ديگر بيست و پنجم جمادى الثانى