بوقوع انجاميد و چون آن روز وقت به آخر رسيده بود تكفين و تجهيز ميسر نشد .
روز ديگر روز يكشنبه بتكفين و تجهيز رسانيده نزديك بقدمگاه حضرت رسالت پناه صلوات اللّه عليه مدفون * ساختند و اكثر مردم فاضل مرثيه و تاريخ گفتند و آن مرثيهها و تواريخ يكى از عزيزان جمع نموده و درينجا همه را جمع كردن دشوار است . اين قطعه كه از 1 محرر سطور واقع شده بود درج نموده آمد 2 .
رفت هادى شريعت مرشد اهل زمان * آنكه بوده قبلهء ارباب معنى صورتش
كى توانم نطق زد 3 اندر صفات 4 و ذات 5 او * هست سرتاسر همه عالم گواه عصمتش
پادشاه 6 نقشبندان بود آمد زين 7 سبب * سرگروه نقشبنديه حساب رحلتش
من فوائد انفاسه الشريفة و آن در ضمن پنجاه و 8 پنج كلمه ايراد مىيابد :
كلمه 1 در * تفسيرى كه براى بعضى از سور قرآنى نمودهاند بعد از 9 بيان معنى تعوذ نوشتهاند كه استعاذه پيش از قرائت 10 قرآن چه در نماز و چه در غير آن بر حضرت رسالت صلى اللّه عليه و سلم [ 269 ] فرض بوده 11 ، بر امت بر 12 متابعت او سنت شده . شك نيست كه آن حضرت عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات در وقت تكلم بكلمهء تعوذ باعلى مرتبهء معنى آن متحقق بودهاند . پس طريق 13 متابعت آنست كه به مجرد گفتن اين كلمه اكتفا ننمايند و بحسب باطن خود را عاجز محض شناخته در دفع وساوس شيطانيه التجا بقادر مطلق بيارند تا قرائت كلام او خالى از كدورات 14 انديشهاى 15 پراكندهء شيطانيه دست دهد .
مخفى نماند كه اين قسم تعوذ از مقولهء توكل است .
كلمه 2 هم در آن * تفسير نوشتهاند كه حقيقت مراقبه انتظار است و صفاى 16 انتظار در طلب مقصود در حالتى كه طالب از حول و قوت خود بيرون آمده مشتاق لقاى 17 مقصود و مستغرق 18 هواى او 19 باشد ، جل ذكره . ديد حول و قوت غبار كوشش است و انتظار آستانهء كشش 20 . اين قسم مراقبه جز منتهى و قريبالانتها را دست نمىدهد .
كلمه 3 هم در آن * تفسير است كه حضرت حق سبحانه و تعالى پيغمبر خود را صلى اللّه عليه و سلم فرموده كه فاذا قرأت 21 القرآن فاستعذ باللّه من الشيطان