تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 160

مساهمون:

صمقدمه ١٦٠
مغفرت پناه فضائل دستگاه مجمع الكمالاتى 1 مولانا 2 كمال 3 كشميرى كه بسيالكوتى شهرت دارند و جامع بودند ميان علوم ظاهرى و باطنى ، منقولست [ 263 ] كه 4 ما و خدمت مولانا 5 حاجى محمد و يك طالب علم ديگر پيش عزيزى كه در آن ايام در شهر كشمير 6 سرآمد ابالى و افاضل آن ديار بود و خاصه در علوم عقلى سهيمى و شريكى نداشت تحصيل علوم عقليه مىكرديم . چون آن 7 بزرگ مسافرت آخرت پيش گرفت 8 كسى كه ما ازو استفاده توانستيم كرد در آن حدود نبود . ازبس شره و ذوقى كه داشتيم باهم مصلحت كرديم كه ما هر سه كس مطالعه كرده باهم مباحثه كنيم و از يكديگر مستفيد شويم . چندگاهى اين‌چنين كرديم 9 آخر 10 ناچار ما و ايشان به نيت تحصيل علوم و تكميل معلومات متوجه هند شديم . ما در سيالكوت مانديم و ايشان بجانب دهلى تشريف بردند 11 و تحصيل علم 12 و فضائل و 13 كمالات را آنجا تمام كردند تا آنكه بر امثال و اقران خود فايق آمدند . بالجمله آن جامع معقول و منقول از جميع علوم حظى وافر گرفت و در صرف و نحو و منطق و معانى و بيان و بديع و عروض و قافيه و فقه و حديث و تفسير و رياضى و الهى و طب سرآمد اهل روزگار شد و مرجع طالبان گشت و مدتها در مدرسهء 14 دهلى بدرس 15 و افاده مشغول بوده و گاه‌گاهى طبع شريف وى ميلى بجانب شعر نيز فرمودى و اين دو بيت جمله از اشعار بلاغت آثار اوست 16 :
سياره فشانى بسحر نيست فلك را * از تاب رخت اشك روانست ملك را 17 خواهم از هر دو لب خويش زه پيرهنش * تا بهر شام و سحر بوسه زنم بر دهنش
و با وجود اين همه دانش و بينش كه حق‌تعالى او را ارزانى داشته بود 18 فنا و نيستى و خاك صفتى و كم‌آزارى و انكسار و شكستگى و تواضع و ادب و خضوع و خشوع و زهد و ورع و صبر و توكل و قناعت و رضا و تسليم كه بعد از مجاهدهء بسيار صوفيه را دست مىدهد از لوازم فطرت سليم و جبلت مستقيم وى بود و مجملا