تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 137

مساهمون:

صمقدمه ١٣٧
ز خود هرگه در تعبير سفتى * نخستين ذرهء ناچيز گفتى چو عزم سير كرد از دار فانى * بسوى 1 منزلى كآن را تو دانى بتاريخش يكى از اهل تمييز 2 * رقم زد ذرهء با لفظ ناچيز حبيبى داشت سرتاپا عقيده * ز ذاتش غير حق چيزى نديده سخن كوته كه اين هم مثل آن بود * غلط كردم 3 همان بود و همان بود تعالى اللّه زهى پير و مريدى * كه باشد هريكى چون بايزيدى [ 227 ] ز بس تبعيت آن شاه يگانه * شد آخر همچو پير خود روانه ازين دنياى 4 فانى عزم ره كرده * كه روز ما سيه‌كاران سيه كرد چو در درياى 5 فكرت غوطه خوردم * كه در و گوهرش يك‌يك شمردم پس از فكرت در تاريخ سفتم * حبيب ذرهء ناچيز گفتم خداوندا به حق اين دو ياور * كه ما را از دو ديدن بازآور خداوندا به حق اين دو يكتا * كه بر ما هم در عرفان 6 بكن وا چنانم محو كن در هستى خويش * كه نارم فرق كرد از نوش تانيش ز چشمم دور كن زان گونه تمييز 7 * كه در چشمم نيايد غير يك چيز اگر بى خود حديث از خود برانم * به غير از لفظ حق گفتن ندانم
و حضرت شيخ را پسران بودند از آن جمله ميان 8 قطب عالم بزيادتى علم و فضل 9 و دانش 10 و جود و سخا ممتاز و مستثنى بودند و آن جناب را تصانيف است از آن جمله عينيه و عزيزيه شهرتى دارد . اين ده 11 كلمه از بعضى از تصانيف وى ايراد مىافتد : كلمه 1 بعضى بزرگان فرموده‌اند كه معنى حب الدنيا رأس كل خطيئة آنست كه دوستى دنيا سر همه 12 گناهانست و سر همه گناهان كفر است . پس دوستى دنيا كفر باشد و معنى ترك [ 238 ] الدنيا رأس كل عبادة 13 آنكه ترك دنيا سر همه عبادتهاست و سر عبادتها ايمان است 14 . پس ترك دنيا ايمان باشد . كلمه 2 خلاصهء وصيت اينست التعظيم لامر اللّه و الشفقة على خلق اللّه و ادنى مرتبهء اين معنى آنست كه بنفع و ضرر خلق چنان خوش و ناخوش گردد كه بنفع و ضرر خود اگر فرق مىيابد هنوز در كذابانست و كذب بيخ ذمايم