كلمه 5 هم * دران رساله بعد از 1 تمثيل 2 سه مقام كه از براى پادشاهان مىباشد نوشته كه در آيهء كريمهءبسم اللّه الرحمن الرحيم اشارتى 3 بدين سه مقام است و تاويل بدين نهج كرده : بسم اللّه المتجلى على عرش قلب المؤمن بالعزة و الوحدة الرحمن المتجلى على 4 العرش العظيم بالرحمة 5 العامة الشاملة الرحيم 6 المتجلى على عرش الكعبة المشرفة بالرحمة الخاصة المختصة بالمؤمنين . و آنچه ذكر سه ركن مشهور است كه متوجه قبله 7 نشسته سه بار اللّه مىگويند و اشارت بفوق و قدام و خلف مىكنند مراد همين عروش ثلثه است و اللّه سبحانه اعلم .
شيخ عبد العزيز قدس سره
پسر خورد كمال الحق شيخ حسن طاهر جونپورى و برادر شاه خيالى است و خليفهء ميان قاضى خان يوسف * ناصحى ظفرآبادى كه خليفهء شيخ حسن طاهر و صاحب كرامات و استقامت 8 و زهد و تجريد و رياضت و مجاهدت بود و به دو واسطه به سيد راجى حامدشه مىرسد و او به چند واسطه بسلطان المشايخ مىپيوندد چنانچه در ذكر شيخ حسن اشارتى بدان رفت . جمال الحق لقب اوست 9 .
بالجمله 10 شيخ عبد العزيز از مشاهير متاخرين مشايخ چشت است . بزرگ بود و جامع ميان [ 4 2 ] علم ظاهر و باطن . از ايام طفلى آثار عظمت و بزرگى از ناصيهء حال وى ظاهر و پيدا بود و رياضت و مجاهدت مىكشيد و آنچه بر خود از ايام صبا لازم كرد تا آخر وقت به عمل آورد و قضا ننمود . و در اتباع طريق سلف دقيقهء فروگذاشت نكردى و در حفظ آداب مشايخ نهايت سعى و كوشش داشت و در اعانت حاجتمندان و قواعد اكابر يگانهء 11 عصر و 12 وحيد روزگار بوده و در تواضع و انكسار و شكست نفس و حلم و بردبارى 13 و صبر و رضا 14 و تسليم يادگار مشايخ چشت . ولادت باسعادتش در شهر جونپور در سنهء ثمان و تسعين و ثمانمائه بوقوع انجاميد و بعضى برآنند كه در سال هشتصد و نود و شش هجرى از كتم عدم بصحراى 15 وجود قدم نهاد و دوساله يا كمتر از آن بود 16 كه پدر بزرگوارش خانه كوچ بدهلى تشريف آورد و چون والد وى محتضر 17 شد وى را به نظر مباركش درآوردند ، گفت : امانت اين پيش ميان قاضى خان است و آن جناب بعد از وفات