بالتماس و خواهش 1 بعضى از امراى 2 همايونيه بدهلى تشريف آورد . نزديك بكوشك 3 نرور سكونت گرفت و مدت دو سال كم يا بيش در قيد حيات بوده مرجع اكابر و اصاغر گشت و بافاده مشغول شد و در اكثر علوم تصنيفات كرده .
از آن جمله فيض البارى شرح صحيح بخارى و سير النبى و رسالهء تحقيق 4 نفس و رسالهء فرائض منظوم شهرتى دارد و فتوحات * ابن عربى * را مطالعه كرده 5 از خطبه تا خاتمه هر مشكلى كه داشت بتحشى آن آسان گردانيد و بر مطول * معانى حاشيهء دراز نوشته و همچنين بر كتب متداوله [ 216 ] منطق و حكمت و كلام حواشى سودمند دارد و در آخر عمر بشكستگى و انكسار و فنا و نيستى قرار داده بغربت و نامرادى در ساخت و در سنهء ثمان و ستين و تسعمائه در زمان سلطنت اكبر پادشاه برحمت حق پيوست و قبر شريف وى نزديك بكوشك 6 قريب منزلى كه در آنجا مىبوده در گور غريبان واقع شد . * من فوائد انفاسه الشريفة و آن در پنج كلمه ايراد مىيابد :
كلمه 1 در * رسالهء معرفت نفس آورده بدانكه نفس لفظى مشتركست گاه نفس گويند و 7 ذات و حقيقت شيئى خواهند چنانچه در آيت تعلم ما فى نفسى و لا اعلم ما فى نفسك و گاه نفس گويند و روح علوى خواهند و آن را نفس ناطقه گويند و گاه بخار لطيف خواهند كه از جوف دل بتصعيد حرارت غريزى متصاعد شود و از راه مجارى عروق بجميع اجزا 8 و اعضاى 9 بدن جاريست و از فرق تا قدم در تمام بدن سارى چنان كه دو شخص متماثل باشند در قد و قامت و در لاغرى و فربهى يكى ظاهر كه بدن است و يكى باطن كه نفس است و مثال بدن پيراهنى است پرپنبه و مثال نفس بخار عمودى 10 كه در جميع اجزاى 11 پيراهن 12 رسد [ 217 ] و به شكل پيراهن 13 برآمده . گوئيا يك آدمى بخارى 14 در تن هر آدمى قايم است و آن حيوانى است كه حس و حركت و حيات بدن به دو است و در حقيقت متحرك و مساس اوست و جوع و حرص و شبع و هوا و جميع صفات نفسانى بدوست و در عرف مراد از لفظ نفس 15 همانست .
كلمه 2 هم در آن * رساله آورده كه مدرك محسوسات نفس است و مدرك
كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 133
مساهمون: محمدصادق دهلوي
صمقدمه ١٣٣