تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 131

مساهمون:

صمقدمه ١٣١
گويند كه تسخير جن داشته و او را مريدان و خلفا 1 بودند و پس ازين واقعه اكثرى از دائرهء اعتقاد بيرون آمدند . شيخ محمد عاشق سنبهلى كه در مشرب عشق و محبت و ذوق و شوق 2 شهرتى داشت و در آخرها از 3 اسباب [ 212 ] دنيوى قسطى تمام حاصل كرد ، از جمله خلفاى 4 او بود . از شيخ يعقوب كشميرى عليه الرحمة كه مردى فاضل 5 و كامل و محدث و مفسر و از خلفاى 6 مخدومى اعظم بود ، منقول است كه روزى جماعهء مهمانان پيش شاه محمد فيروزآبادى بودند و طعام در ميان بوده 7 ، يكى از ايشان ميل 8 جغرات اظهار كرد . ناگاه ظرف جغرات بسته بيرون آورد و 9 پيش مهمانان 10 نهاد و در همين اثنا زنى گريه‌كنان آمد و گفت : غلام بچهء سياهى سر و تن برهنه ديگ 11 جغرات مرا كشيده در حرم‌سراى شاه آورده 12 . چيزى به آن زن دهانيد و بازگردانيد و ازين قسم شعبه‌هاى ديگر كه دلالت بر تسخير جن دارد از 13 وى بسيار نقل كرده‌اند .

سيد ابراهيم ايرجى قدس سره

نام پدر بزرگوار او امير معين بود 14 . سيد حسينى 15 * است و در سلسلهء قادريه بود 16 . چنانچه در فنون علم جامع بوده در بركات 17 سلاسل مشايخ و اكثر خانواده‌ها 18 نيز جمع كرده . اما نسبت قادريه بر وى غلبه داشت و مريد شيخ بهاء الدّين 19 قادرى شطارى بود و رسالهء كه شيخ در طريق شطاريه جمع نموده 20 براى سيد 21 كرده . بالجمله بزرگ و متبرك 22 و كامل و عالم و 23 عامل بود و در علوم عقلى و نقلى [ 213 ] و ظاهرى و باطنى درجهء كمال داشت . در اخبار الاخيار * مذكور است كه در زمان وى در دهلى در دانش و علم ديگرى مثل وى 24 نبود . كتابهاى بسيار داشت 25 و اكثر آن به خط خود نوشته و چنان تصحيح نموده و مشكلات آن را حل فرموده 26 كه هرك را ادنى مناسبتى باشد نظر در كتاب وى كافى است و احتياج گذراندن 27 نيست و بعضى از منصفان مثل شيخ عبد العزيز و اكابر ديگر رفته پيش وى از علوم قوم تلمذ مىكردند 28 و از مشايخ و علما 29 پيش وى حاضر مىشدند و استفاده مىنمودند و بعضى ديگر از نامنصفان عصر