و قبر ايشان نسبت بقبورى كه در آنجا واقع 1 شده [ 210 ] متعين 2 است و زيارتگاه خلق . و اين واقعهء هائله در سال نهصد و پنجاه و پنج بوقوع آمده . بعد از صدور اين معامله و 3 وقوع اين حادثه اكثر مردم نسبت اين قتل بشاه محمد كردند و جميع خلايق از وى برگشتند و معتقدان منكر شدند و دوستان دشمن و نزديكان دور و امراى 4 ابن صوبه در پى تحقيق و تفحص آمدند و شاه محمد را مقيد كردند و در زندان نگاه داشتند 5 و از اهانت و خوارى دقيقهء فرونمىگذاشتم و او منكر مطلق شد و مىگفت كه اين فتنه به اطلاع و رضاى 6 من نشده 7 . خبر باسلام خان 8 كه والى عهد بود ، رسيد . او بر علما انداخت كه هرچه مسئلهء شرعى درين باب باشد بران عمل نمايند 9 . اكثر علماى 10 لاهور و دهلى و جونپور و 11 بهار به حكم سلطان اجتماع نمودند و چون او منكر بود و مىگفت كه من مظلوم و بىگناهم و 12 از تصور اين معصيت مرا 13 مبرا بكنيد . آنچه مىكنيد مظلومى و بىعزتى اهل بيت امرى قديم است بطريق وراثت بما رسيده هرچه بر ما مىآيد بدان صابريم . علماى 14 وقت در فتوى 15 قتل وى مختلف افتادند و 16 هرچند تردد كردند بثبوت شرعى كه شبهه را دران دخل نباشد نرسيد . از 17 شيخ امان پانىپتهى 18 كه از علماى 19 صوفيه موحده 20 است [ 211 ] و در علم ظاهرى 21 و باطنى پايهء بلند 22 و مرتبهء ارجمند داشت منقول است كه هرچند 23 خواستند كه او 24 درين محضر حاضر شود قبول نكرد و گفت 25 : قدم امان در دوزخ چرا نرود كه 26 در معركهء كه اهل بيت را خوار و گرفتار در پيش ايستاده كنند و من در 27 مجلس معزز و مكرم نشسته باشم حاضر شود . كشته شدن آن شاهزادگان حيف است و خوار كردن ايشان نيز حيفى 28 ديگر . از آن خون در 29 جگريم و ازين در خوف و خطر . اين كار جنيان 30 است . معاذ اللّه كه ازيشان چنين معصيتى سرزند .
بالجمله مدتى مديد بر سر اين قضيه غوغا بود تا زمانى كه شاه محمد در زندان وفات يافت و بعضى مردم پس از مردن پاى او را بسته در بازار كشاله كرده 31 در گوشه انداختند . بالآخر بمبالغه و سعى بعضى 32 ديگر نزديك بكوشك نرور 33 در زير قلعهء دهلى مدفون شد . و از وى عجايب و غرايب 34 منقول است و
كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 130
مساهمون: محمدصادق دهلوي
صمقدمه ١٣٠