تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 129

مساهمون:

صمقدمه ١٢٩
استغناى 1 ظاهر 2 و اشتغال طريقهء دعوت متصف بود و معتقدان بسيار چه از امرا 3 و ملوك و چه از خواص و عوام 4 داشته و كاروبار مشيخت وى در غايت رواج و رونق بوده 5 . از زمان سلطان ابراهيم بن 6 سلطان سكندر 7 تا عهد اسلام خان 8 بن شير خان 9 معزز و مكرم بوده از استماع تشريف آوردن آن دو بزرگوار بوهم آنكه مبادا 10 بسبب ايشان كسادى ببازار مشيخت وى راه يابد خواست كه ايشان را بسوى خود كشد . بنهايت تواضع و تملق ايشان را مهمان خود ساخت . بعد از مقدمات اخلاص و محبت التماس نمود كه آن دو بزرگوار بنور حضور خود خانهء وى را منور دارند و همان‌جا باشند . چون مسافر و غريب بودند بضرورت بهم 11 خانگيش تن در دادند و رخت اقامت به منزل وى افكندند . شاه محمد چند 12 دختر داشته كه وصلهء 13 نكاح ايشان بسبب عدم اكفا صورت نمىبست . چون اين سادات را ديد كه مسافراند و از شهر بيگانه آمده در مردم شهرت داد [ 209 ] كه ايشان اكفاى 14 مااند و بارها پيش از آمدن ايشان گفتى كه ما را خويشانند از شرفاى 15 عرب ، اگر بيايند شايد نسبت مصاهرت بنات ما صورت بندد . پس از مدتى به سيد ابو طالب از براى نسبت تزويج پيام فرستاد و اين معنى موافق مزاج سيد نيفتاد و جواب داد كه ما مسافرانيم بر قدم تجريد و تفريد ايستاده ما را ازين معنى معذور دارند 16 . و در همين اثنا 17 آن هر دو 18 عزيز 19 را در خانهء وى شهيد كردند 20 . فتنهء عظيم در ميان خلق افتاد و مصيبت روز كربلا از سر تازه شد و هيچ‌كس از مرد و زن نماند كه از استماع اين ستم جامه چاك نكرد و خون از ديده نريخت و بمضمون ابيات مترنم نشد 21 .
باز اين باهل 22 بيت نبوت كه ظلم كرد * باز اين بخاندان نبوت 23 ستم كه خواست * باز اين چه كوفه و 24 اين چه فراتست و اين 25 چه وقت * * عاشور نيست ور نه قضيه بعينها است 26
اين 27 هر دو بزرگوار را با جامهاى 28 خون‌آلوده 29 و علمهاى 30 سياه برآوردند 31 و در حرم روضهء قدمگاه * حضرت رسالت پناه صلى اللّه عليه و سلم دفن كردند