تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
منع دل كردم از آن كو ، سخن من نشنيد * رفت و ضايع شد و باطل شد و آخر شد و رفت
* * *
دل تهى ز انديشهء اين نازنين هم مىكنم * از بسى خوبان گذشتم فكر اين هم مىكنم زود از كف مىدهم دل ، ليكن آسان مىكَنم * آنچنان گر مىشوم عاشق ، چنين هم مىكنم
* * *
من و از نو غم يار كهن و يارى او * كه هنوز از همه بيش است وفادارى او كرده آزار مرا ليك نكرده‌ست چنان * كه توان كرد شكايت ز دل‌آزارى او
* * *
ز حد بردى جفا نسبت به غير و مُردم از غيرت * كه بر مهر و وفاى او كمال اعتماد است اين
* * *
ازين رنجش كه كرد از غير آن مه مُردم از غيرت * كه او در ديگرى ديده‌ست و اين از رشك رنجيده
* * *
گو ديرتر ز پيشش قاصد بيا كه دانم * نوميد خواهدم ساخت ، حالا اميدوارم دى وعده كرد و نامد ، بىوعده آمد امروز * هم سوخت ز انتظارم ، هم ساخت شرمسارم
* * *
دل ديوانه‌ام ديگر به طفلى كار افتادش * كه حرفى از وفا نشنيد هرگز بلكه استادش
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي ) — صفحة 49 | مير تقي الدين كاشاني