تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
جز مهر توام در ره دين همره نيست * دست كرمت ز هيچ‌كس كوته نيست احوال مرا كسى نداند جز تو * غير از تو كسى ز حال من آگه نيست
* * *
از دست محصّلان و از تنگى نان * كار همه كاشيان « 1 » رسيده‌ست به جان شاها كاشان رو به خرابى دارد * حيف از كاشان ، هزار حيف از كاشان
* * *
اى خلق جهان هميشه شرمندهء تو * صد همچو سليمان زمان بندهء تو روزى كه بود خسته و گريان همه كس * يابند شفا ز يك شكرخندهء تو
* * *
يا رب به على و آل او بخش مرا * وز لطف به مردم نكو بخش مرا روزى كه درآورند در حشر مرا * حشرم به على كن و به دو بخش مرا
* * *
اى سرو ز بار هجر تو خم شده‌ايم * بىطرّهء پرتاب تو درهم شده‌ايم مانند هلال در خم ابرويت * انگشت‌نماى خلق عالم شده‌ايم
* * *
در وادى غم اسب طرب بايد تاخت * جان در ره تسليم و رضا بايد باخت فخرى مكن از محنت دوران فرياد * با نيك و بد زمانه مىبايد ساخت

[ 34 . ] مولانا حسين خصالى

از جملهء شاگردان مقرّر حسّان العجم مولانا محتشم است و اكثر اوقات با آن جناب مىباشد . نام اصلى وى مولانا حسين است چون به نظم گفتن شروع كرد وصالى تخلّص نمود و بعد از آنكه به خدمت و ملازمت استاد رسيد حضرت استاد آن تخلّص را به خصالى بدل فرمود و فى الواقع از بركت صحبت آن جناب زىّ اهل سداد و صلاح گرفته و از رشحات
هامش
( 1 ) . اصل : كاسبان .