تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
تا نيفشاند به روى شمع بال از اضطراب * ز آن سبب پروانه اوّل شعله در پر مىزند
* * *
عمرها در انجمن ، پروانه بال و پر كشد * تا به امدادش زمانى ، شعله را دربر كشد شمع رخسارى شد آتش‌ريز ، اى آتش‌پرست * شعله را گو ، پاى در دامان خاكستر كشد
* * *
اگر بر كف نهم مى ساغرم گرداب خون گردد * وگر بر سر زنم گل ، بر سرم داغ جنون گردد شود گل بر مزار كوهكن پژمرده از غيرت * نسيمى گر به گرد لاله‌هاى بيستون گردد دلم از سادگى دارد هواى وصل مغرورى * كه تا در خاطرش آرم ، دل از انديشه خون گردد
* * *
ز آهم پينه‌هاى داغ شد هر سو پراكنده * ز بىقدرى گل بستان ما را باد مىچيند
* * *
فيض بخشد چون صبا از كوى جانان بگذرد * بوى گل گيرد نسيمى كز گلستان بگذرد بس كه مىريزم سرشك از ديده بر ياد رخش * آفتاب از كوچه‌ام افتان‌وخيزان بگذرد در غم عشق تو گر حالم چنين خواهد گذشت * زود چاك سينه از چاك گريبان بگذرد
* * *
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي ) — صفحة 259 | مير تقي الدين كاشاني