تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
دور از لب جانبخش تو هر آب كه خوردم * شد آتش سوزنده و در جان من افتاد
* * *
فلك از دشمنى در راه هر خس خوارم اندازد * اگر يك بار برگيرد ز جا ، صد بارم اندازد اگر صد ره به عزم مسجد از منزل برون آيم * همان خواهش به سوى خانهء خمّارم اندازد
* * *
گاه ديدن نور رخسار تو جان مىسوزدم * و آن نگاه گرم ، مغز استخوان مىسوزدم سينه از بيرون پر از داغ است و دل از اندرون * آتش عشق تو پيدا و نهان مىسوزدم
* * *
در اين گلشن يقينم شد كه بهر امتحان باشد * اگر گل چند روزى چهره از مرغ چمن پوشد وقوف عشق را نازم كه چون بيند كه قابل نيست * لباس غم كَند از خسرو و در كوهكن پوشد
* * *
شدم پيغمبر عشق از محبّت‌هاى بىپايان * چو وحى از آسمان هر روز غم بر من فرود آيد
* * *
به سخن ترك تو گويم اگر از جنبش باد * ذره از پرتو خورشيد جدا مىگردد اى صبا خاك درش تحفه سوى كنعان بر * كه ازين گَرد ، مِس ديده طلا مىگردد
* * *
بهر آزار دلم ذرّه بلا مىگردد * در دم سوختنم ناله صبا مىگردد هر سحر كز تو نسيمى به جهان مىآرد * چرخ بر گرد سر باد صبا مىگردد
* * *
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي ) — صفحة 257 | مير تقي الدين كاشاني