تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
پاس انفاس بود خصلت اين شاه و شان * پاسبانند ولى پادشه اخيارند دم نگهداشته چون نافه مشكند وگر * لب گشايند روان‌پرور « 1 » صد عطارند خامشانند ولى وقت سخن طوطىوار * همه شيرين « 2 » حركات و شكرين‌گفتارند نجم‌آسا همه را خلوت در انجمن است * شمع هر انجمن و رونق هر بازارند چون مه هاله‌نشين شان سفر اندر وطن است * به تن استاده ، بدل در كشش و « 3 » رفتارند حال « 4 » اين گرم روان تحسبها جامده است * ليكن افسرده دلان چون خودشان « 5 » پندارند اهل دل قافله كعبه عشقند ولى * اين جگر « 6 » داران آن قافله را سالارند در سيه خانه صحراى فنا كرده نزول * خيمه برتر زده زين نه تتق زنگارند هر يكى سد امانند به ميدان جهاد * كوهى از لومة لائم به كهى « 7 » نشمارند
هامش
( 1 ) - چپ : روان بر در صد ( 2 ) - مج : همه شيرين حركاتند و شكرگفتارند ( 3 ) - چپ : بدل در سفر و رفتارند ( 4 ) - مج : از بيت : ( حال اين گرم روان تحسبها جامده است ) تا بيت : ( هله هشدار كه در شهر دو سه طرارند : كه بتدبير كلاه از سرمه بردارند ) يعنى از سطر 6 اين صفحه تا سطر آخر صفحه 662 يعنى ، سيزده بيت از نسخه مج افتاده است ( 5 ) - چپ : خودشان پندارند ( 6 ) - چپ : اين جگردار ، از ان قافله ( 7 ) - چپ : به جوى نشمارند .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 661 | على بن حسين واعظ كاشفى