تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
نير عالم توحيد كه از « 1 » مشكاتش * همه ذرات جهان مقتبس انوارند خواجه زمره احرار كه شاهان جهان * بر در حشمت او بنده « 2 » و خدمتكارند دين‌پناها توئى آن « 3 » قبله حاجات كه خلق * بى خود از هر جهتى روى بوى « 4 » مىآرند همه با طوق وفا حلقه به گوشان تواند * گر عبيدند « 5 » درين راه و اگر احرارند جاهلانى كه سر از حلقه امرت پيچند * در چراگاه بلاهت « 6 » خر بىافسارند گه سراسيمه فتاده بته تيه ضلال * گاه حيرت زده در باديه ادبارند ناكسانى كه ز احسان تو محروم زيند * بر لب بحر جگر تشنه چو بوتيمارند آن حريفان كه مى از ساغر عشقت نوشند * گرچه بس بى خود و مستند عجب هشيارند بيخودان را بجناب تو دما دم كششى است * بيدلان در خم قلاب تو ماهىوارند
هامش
( 1 ) - چپ : كه از كون و مكانش ( 2 ) - مج : او بنده خدمتكارند ( 3 ) - مج : توئى اى قبله ( 4 ) - مج : روى به تو مىآرند ، چپ : روى به تو مىآيند ( 5 ) - چپ : كز عبيدند ( 6 ) - چپ : در چراگاه ملامت .